دوشنبه 25 تير 1397 - 4 ذيقعده 1439 - 2018 ژولاي 16
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96826
تعداد مشاهدات : 2883

آسیب‌شناسی آموزش دین

شرایط ساده قرآن برای رستگاری

یکی از آسیب های نظام آموزش دین در میان ما مسلمانان و به ویژه شیعیان این است که، کار رستگار شدن را سخت و راه آن را بسیار پیچیده و دشوار می نماییم. این آسیب در نحوه بیان خود قرآن نیست. از این رو، در این مقاله کوتاه بر آن شده ایم تا نشان دهیم قرآن شرایط رستگاری را تا چه حد و چگونه ساده بیان کرده است.

شرایط ساده قرآن برای رستگاری

علی موحدیان عطار

قرآن مجید در موارد متعدد سخن از شرایط فلاح و یا مولفه های رستگاری گفته است. در بیشتر این موارد، تنها دو شرط کلی برای رستگاری نهاده است: ایمان و عمل صالح. آیاتی از قرآن که به این دو شرط برای رستگاری اشاره می کند، فراوان است و تعداد آن به ۵۰ آیه می رسد. اما اینجا برای نمونه به چند آیه اشاره می کنم: «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ» و كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته كرده‏ اند، آنان اهل بهشتند، و در آن جاودان خواهند ماند. (بقره، ۸۲) «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْديهِمْ رَبُّهُمْ بِإيمانِهِمْ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ في‏ جَنَّاتِ النَّعيمِ» كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند، پروردگارشان به پاس ايمانشان آنان را هدايت مى‏ كند به باغ هاى [پُر ناز و] نعمت، كه از زير [پاى‏] آنان نهرها روان خواهد بود [در خواهند آمد.] (یونس، ۹) «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ» و كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته كرده‏ اند، قطعاً گناهانشان را از آنان مى زداييم، و آنها را بهتر از آنچه مى‏ كردند پاداش مى‏ دهيم. (عنکبوت، ۷) «رَسُولاً يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً» پيامبرى كه آيات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‏ كند، تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند از تاريكي ها به سوى روشنايى بيرون بَرد، و هر كس به خدا بگرود و كار شايسته كند او را در باغ هايى كه از زير [درختان‏] آن جويبارها روان است، درمى‏ آورد، جاودانه در آن مى‏ مانند. قطعاً خدا روزى را براى او خوش كرده است. (طلاق، ۱۱)[۱]

بخصوص از همین چند آیه که اینجا ذکر شد بر می آید که جز ایمان و عمل صالح، برای رستگاری، یا همان ورود به بهشت و یا داخل شدن در بخشش الاهی، شرط دیگری نیست و اگر شرط دیگری یا راه طی نشده بیشتری هم پیش رو باشد،خدای متعال بنده خویش را به فضل همین گام نخستین و به سبب تحقق همین شرط اساسی و صبر و پایداری بر آن، موفق به تحقق آن شرایط نیز ساخته و به پیمودن آن راه هدایت نموده و موانع آن را برطرف خواهد کرد.

اما اگر چنین است، پس چرا ما عموما در باره رستگاری و شرایط آن به این روشنی و به این سادگی فکر نمی کنیم؟ چرا اینقدر رستگاری سخت و دور از دسترس می انگاریم؟ و چرا مثل قرآن با چنین صراحتی از شرایط رستگاری سخن نمی گوییم و آن را در هزاران اگر و مگر و شاید و باید می پوشانیم؟ یقینا ما با این همه آیات که فقط دو شرط ایمان و عمل صالح را برای رستگاری ذکر کرده است، بیگانه نیستیم و آنها را قبول داریم. پس سبب این سخت گیری دو چیز بیشتر نمی تواند باشد: یا در معنا و مفهومی که از ایمان در نظر داریم، اشتباه کرده ایم و یا در معنا و مفهومی که از عمل صالح پیش خود کرده ایم به خطا رفته ایم. گویا ما بنا به آموزش هایی که معمولا دیده ایم، گمان می کنیم که «ایمان» به معنای داشتن دستگاه عقیدتی پیچیده و گسترده ای بوده و «عمل صالح،» مشتمل بر مجموعه مفصلی از عبادات و آیین ها و شعائر مفصل و سخت است و انجام همه آنها مستلزم زندگی مرتاضانه و زاهدانه و یا ـ چنان که گاهی به شوخی و مبالغه می گوییم ـ مخصوص آدم های بیکار است. 

اگر چنین است، باید بدانیم که اگرچه ممکن است ما مفهومی از رستگاری و فلاح حداکثری را فرض کنیم که رسیدن به آن مستلزم چنین شناخت ژرف و ظریف و چنان اعمال فراوان و طاقت فرسا باشد، اما قرآن حداقل سعادت و و اصلِ رستگاری را منوط به شناخت عمیق و اعتقادات خاص و اعمال پیچیده و فراوان و آیین های تودرتو و مفصل نکرده، بلکه به یک اصل عملی ـ ایمانی، چند اصل عملی ـ اخلاقی، و یکی دو اصل عملی ـ عبادی اکتفا کرده است. (بعدا توضیح خواهم داد که چرا همه این اصول با «عمل» قرین است.) یعنی نه ایمان مورد نظر قرآن برای حداقل رستگاری، چنان ایمان فلسفی و عارفانه ای است که ما می انگاریم و نه عمل مورد نظرش چنان عمل عابدانه و زاهدانه ای است که تصور می کنیم.

این حقیقت از آیات مختلف به خوبی برمی آید، اما دو آیه زیر شاید بیشتر از دیگر آیات بر این نکته دلالت کند که مراد از ایمان و عمل صالح، در اصل همین اصول ساده و مختصر است و نه چیز دیگر. خداوند متعال در سوره بقره آیه ۸۲ می فرماید: «وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ  هُمْ فِيهَا خَلِدُون» آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند بود. قرآن پس از این آیه، اضافه می فرماید که «وَ إِذْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني‏ إِسْرائيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَليلاً مِنْكُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ» و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه: «جز خدا را نپرستيد، و به پدر و مادر، و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگوييد، و نماز را به پا داريد، و زكات را بدهيد» آن گاه، جز اندكى از شما، [همگى‏] روى برتافتيد. (بقره، ۸۳) به نظر می رسد آیه ۸۳ که به بیان اصول مذکور می پردازد، تفسیر دو اصل ایمان و عمل صالح است که در آیه ۸۲ ذکر کرده است. بنابراین، قرآن ابتدا دو اصل کلی، یعنی ایمان و عمل صالح را برای رستگاری ابدی شمرده، و سپس این دو اصل کلی را به طور مصداقی تر شرح داده است. چنان که می بینیم، این اصول بیشتر عملی است تا نظری، و بیشتر اخلاقی است تا عبادی.[۲]



به این گونه، اگر بر اساس این آیه بخواهیم اصول رستگاری را برشمریم عبارت خواهد بود از:

۱ـ عبودیت الله (که البته اگر کمی تامل کنیم این تسلیم و بندگی را مستلزم شناختی اجمالی و ایمان به خدای واحد، ایمان اجمالی به پیامبران و اوصیای ایشان و ایمان به مهم ترین پیام آنها یعنی معاد و حساب و کتاب نیز خواهیم دید؛ چرا که بندگی خدا بدون وجود پیامبران و اوصیای ایشان در هر زمان، و بدون ایمان به سرای آخرت که سرای پادش است، ممکن نیست.)


۲ـ تعدادی اصول عملی اخلاقی همچون احسان به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و نیک سخن گفتن با مردم؛[۳]

۳ـ دو اصل عملی عبادی برپا داشتن نماز و دادن زکات.

بر پایه این دو آیه، التزام به این چند اصل برای ورود به بهشت و خلود در آن، که حتی اگر آن را حداقل فلاح و رستگاری هم بدانیم، کافی است.

از این تاملات، علاوه بر استنباط اصول و شروط اولیه رستگاری و فلاح، دو نکته دیگر نیز معلوم می شود:

یکم اینکه، همه اصول و شرایط رستگاری، همان طور که یاد شد، به نوعی مربوط به ساحت عمل و کردار است؛ یعنی حتی مهم ترین اصل ایمانی نیز، که عبارت بود از ایمان به خدای واحد، در اصل و در جوهر خود به معنای «بندگی خدا را کردن» است، نه عقیده نظریِ صرف و دانش خداشناسیِ تنها. این حقیقت را از آنجا می فهمیم که در بیان میثاقی که از بنی اسرائل اخذ کرده است، می فرماید: «لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ» یعنی از آنها می خواهد که جز الله را بنده نباشند، و نمی خواهد که خدا را بشناسند و یا به خدای و احد «عقیده» داشته باشند. البته بدیهی است که بندگی الله مستلزم شناخت اجمالی او و اعتقاد به یگانگی اوست. اما مهم این است که قرآن بر نتیجه عملی این شناخت و آن باور، یعنی «عبودیت الله» تکیه و تاکید دارد، نه بر صرف آن شناخت و باور. از این رو، می توان گفت که همه اصول رستگاری در قرآن دارای جنبه عملی بوده و هیچ یک فارغ از عمل نیست.

دوم اینکه، قرآن در نظریه نجات خود، نه معتقد به «اصالت معرفت و باور» است، و نه ملتزم به «اصالت عمل و کردار.» قرآن وقتی در باره فلاح و مُفلحان سخن می گوید به نظر می رسد هم «عقیده محوری» را نفی می کند و هم «عمل محوری» را و در عوض، میان ایمان و عمل جمع می کند، آن هم بدون تاکید بر جنبه نظری و پیچیده عقاید و یا تاکید بر جزئیات گسترده اعمال. بنابراین، اینکه اخیرا گفتیم همه اصول رستگاری در قرآن عملی است، به معنای اصالت عمل نیست، بل بدین معناست که معرفت و شناختی که قرآن در نجات شناسی بدان بها می دهد، معرفت و شناختی است که به عمل درآید و در زندگی عینی متجلی گردد.

نتیجه عملی که از این برداشت ساده از قرآن می توانیم اخذ کنیم این است که، ما برای دعوت خویش و دیگران به رستگاری و فلاح، لازم نیست آنها را با یک دستگاه کلامی یا فلسفی گسترده آشنا کنیم و در مدرسه و دانشگاه بر آموزش چنین دانشی اصرار بورزیم و دانش آموزان و دانشجویان را با چنین مفاهیم پیچیده ای به آزمون کشیم و فریاد از نهادشان برآوریم. همچنین، برای ترویج دین و یا رستگار کردن خود و مردم لازم نیست از ابتدا آنها را با مفاتیح الجنان و اقبال الاعمال و کامل الزیارات ـ که البته همه این متون شریف و مطالب گرانقدر مندرج در آنها، برای مراحل بعد لازم و مفید است ـ آشنا سازیم و از آنان انجام این همه اعمال را مطالبه کنیم. بلکه کافی است به آنان بگوییم: اولا، خدا را و فقط خدای واحد را بندگی کن؛ ثانیا، به پدر و مادرت و به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان نیکی کن؛ و با مردم به نیکی سخن بگو؛ و ثالثا، نماز را برپا دار و زکات مالت را بپرداز. همین و بس؛ که اگر چنین کنی، بهشت جاودان از آن تو خواهد بود.

و نیز بر این اساس، اگر می خواهیم کسی را به رستگاری و فلاح نزدیک کنیم، باید کاری کنیم که التزام به چنین اصول ساده ای برایش آسان تر و هموارتر شود. لازمه این سخن این است که باید کاری کنیم که او باور کند که تعبد به خدای یگانه برای برای او بهتر از بندگی نفس و خدایان متعدد و متنوع شیطانی و انسانی و مادی است. همچنین برای او آسان تر شود که به پدر و مادر و خویشان خود و نیز به یتیمان و مسکینان نیکی ورزد. و در بُعد عبادی نیز کاری کنیم که از نماز بهره عینی و عملی ببرد و از دادن زکات احساس ارزشمندی و فایده مندی کند.


اگر این را بپذیریم، پس باید به جای آن همه هزینه ای که برای متکلم پروردن و الاهیدان کردن دانش آموزان و دانشجویان و حتی طلاب[۴] می کنیم، باید دست به برنامه ریزی و مطالعه علمی برای تحقق همین چند شرط ساده بزنیم؛ یعنی باید ببینیم چرا برای ما بندگی خدا را کردن مفهومی ندارد و در عوض همه ارزش و موفقیت را در برآوردن خواسته ها و لذت خود می بینیم. یا باید بررسی کنیم که چرا برای ما نیکی کردن به پدر و مادر این قدر سنگین و  سخت شده و یا که اصلا به آن فکر نمی کنیم و در عوض برای همیشه آنان را موظف به نیکی و خدمت کردن به خود می دانیم. یا باید به طور علمی مطالعه کنیم و ببینیم که چرا ما در زندگی روزانه و در برنامه ریزی مالی خود به فکر خویشان و یتیمان و مستمندان نیستیم، اما در عوض حاضریم برای حمایت از حیوانات یا برای سگ یا گربه خانگی خود میلیون ها تومان هزینه کنیم. یا باید به جد بیندیشیم که چرا پنج یا ده دقیقه نماز این قدر برای ما سنگین وسخت و تلخ است، در حالی که حاضریم در کلاس های یوگا و ذن و ذاذن، با صرف هزینه، ساعت ها ریاضت بکشیم.[۵]

بدیهی است همه اینها مستلزم تامل، مطالعه و سپس برنامه ریزی خاص خود است، که نتیجه هرچه باشد، مفیدتر و عملی تر و ساده تر از این درس های پرطول و تفصیل عقاید و آن تاکیدات ناامیدکننده بر اعمال و عبادات سخت و مفصل  خواهد بود.

نکته آخر اینکه، آنچه در اینجا در باره شرایط ساده رستگاری گفته شد، از منظر قرآن بود. اما این نباید بدان معنا تلقی شود که در روایات شرایط پیچیده تری برای نجات و رستگاری لحاظ کرده اند؛ بلکه در روایات رسیده از معصومان (علیهم السلام) نیز همین سادگی و بساطت را در باره شرایط اساسی رستگاری شاهدیم و در عین حال، این را هم تعلیم کرده اند که اینها شرایط حداقلی برای نجات و رستگاری حداقلی است ـ اگرچه فلاح و رستگاری هرچه باشد فوز و موفقیت بزرگی است ـ اما رستگاری و ایمان مراتب زیاد و والایی دارد که نمی توان برای همه و در سطح عموم بر آن پای فشرد. برای نمونه در اینجا به این دو روایت شریف توجه کنید:

در روایت زیر به بیانی کلی، و با رویکردی نشانه شناسانه، به متدرّج و ذومراتب بودن ایمان اشاره کرده و تلویحا فرموده اند که نباید همه را به داشتن مراتب بالای ایمان ملزم دانست و یا آنان را در صورت نداشتن آن شرایط و مراتب، طرد و یا ناامید کرد: در این روایت با سند متصل از امام جعفر صادق نقل کرده اند که فرمود: شما را با برائت جستن چه کار، که برخی از برخی دیگر بیزراری می جویید! بعضی مومنان از برخی دیگر برترند و برخی نمازشان بیشتر و بعضی بصیرتشان نافذتر از برخی دیگر است و «درجات» همین است. عین رویات چنین است: «الكافي عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الصَّبَّاحِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا أَنْتُمْ وَ الْبَرَاءَةَ يَبْرَأُ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ بَعْضُهُمْ أَفْضَلُ مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُهُمْ أَكْثَرُ صَلَاةً مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُهُمْ أَنْفَذُ بَصِيرَةً مِنْ بَعْضٍ وَ هِيَ الدَّرَجَاتُ.» (مجلسی، بحار الأنوار، ‏66، 168)

روایت دوم نیز به ذو ابعاد بودن ایمان و شمول آن بر ابعاد عبادی و اخلاقی دلالت کرده و حدود حداقلی ایمان و رستگاری را تصویر می کند:  در این روایت امامان معصوم (علیهم السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده اند که فرمود: کسی که وضویش را کامل بگیرد و نمازش را به نیکویی بجا آورد و زکات مالش را بپردازد و زبانش را نگه داشته و خشمش را بازدارد و از گناهش طلب بخشش کند و برای اهل بیت پیامبرش خیرخواهی کند، هر آینه حقیقت های ایمان را کامل کرده و درهای بهشت به روی او باز خواهد بود. عین روایت چنین است: «الأمالي للصدوق عَنِ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نَضْرِ بْنِ عَلِيٍّ الْجَهْضَمِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ مَنْ أَسْبَغَ وُضُوءَهُ وَ أَحْسَنَ صَلَاتَهُ وَ أَدَّى زَكَاةَ مَالِهِ وَ خَزَنَ لِسَانَهُ وَ كَفَّ غَضَبَهُ وَ اسْتَغْفَرَ لِذَنْبِهِ وَ أَدَّى النَّصِيحَةَ لِأَهْلِ بَيْتِ رَسُولِهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ حَقَائِقَ الْإِيمَانِ وَ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ مُفَتَّحَةٌ لَهُ‏. (همان جا)

البته روا نیست گمان بریم که میان این روایت با شرایطی که در آیات قرآن در باره رستگاری ذکر شد، دوگانگی و تخالفی هست؛ چرا که آنچه در این روایات آمد در حقیقت، بیان دیگری از ایمان و عمل صالح می باشد: وضوء و نماز خوب و زکات مال را دادن و نگه داشتن زبان و باز داشتن غضب و استغفار از گناه و خیرخواهی و دوستی حقیقی با اهل بیت (علیهم السلام) نتیجه عملی و یا بیان مصداقی همان ایمان و عمل صالح است.

 

 



[1] . در میان آیاتی که در قرآن ایمان و عمل صالح را شرط ورد به بهشت و رستگاری و دریافت بخشش الاهی معرفی کرده است، به تعداد دیگری از آیات برمی خوریم که بجز این دو شرط، موارد دیگری را نیز افزوده است، مواردی مانند «ذکر فروان خدا» (شعرا ۲۲۷) یا تواضع و فروتنی نسبت به خدا (مانند آیه ۲۳ از سوره هود که علاوه بر ایمان و عمل صالح، «اخبات» یعنی فروتنی و تسلیم ودل سپردن به خدا را هم اضافه کرده و فرموده «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‏ رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُون») و یا توصیه متقابل به حق و به صبر  را، که در سوره عصر شاهد آنیم. اما به نظر می رسد همه این اضافات، یا از لوازم ایمان و عمل صالح است و یا در تداوم آن برای رسیدن به مراتب بالاتر رستگاری، پیش روی مومنان خواهد بود.

[2] . جز این آیه در سه آیه دیگر نیز به نوعی به همین گونه اصول برای رستگاری و یا برای فرانرفتن از حدود الاهی توجه داده است: «وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً» و خدا را بپرستيد، و چيزى را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و در باره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راه‏مانده و بردگانِ خود [نيكى كنيد]، كه خدا كسى را كه متكبّر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد. (نساء، 36) «قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» بگو: «بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم: چيزى را با او شريك قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى مى‏رسانيم و به كارهاى زشت- چه علنى آن و چه پوشيده [اش‏]- نزديك مشويد و نَفْسى را كه خدا حرام گردانيده، جز بحق مكشيد. اينهاست كه [خدا] شما را به [انجام دادن‏] آن سفارش كرده است، باشد كه بينديشد. (انعام، 151) «وَ قَضى‏ رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَريماً» و پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها [حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى. (اسراء، 23)

[3] . از آنجا در چند آیه دیگر نیز همین مضمون تکرار شده و فقط برخی توصیه های عملی ـ اخلاقی آنها با هم اندکی تفاوت می کند، می فهمیم که ذکر این موارد از باب نمونه است و می خواهد بفرماید همین قبیل امور انسانی و اخلاقی را رعایت کنید. دیگر آیاتی که همین مضمون را دارد پیش تر یاد کردیم.

[4] . این را باید بگویم که به نظر می رسد اگر نظام آموزش حوزه های علمیه ذهنیت طلاب را از این پیچیدگی ها پر نکرده و سادگی دین را در آموزش آنان منعکس نکند، در سطح اجتماع و در مدرسه و دانشگاه نیز تا ابد این آسیب باقی خواهد ماند؛ چرا که متولیان آموزش دین، چه در سطح جامعه و چه در مدرسه و دانشگاه، و برنامه ریزان متون تعلیمات دینی در مدارس و در دانشگاه ها، مستقیم یا غیر مستقیم دین خود را از حوزه های علمیه درس گرفته اند. این گونه که هست، نمی توان انتظار داشت که کتاب تعلیمات دینی یا معارف اسلامی در مدارس و در دانشگاه ها، خالی از پیچیدگی های زاید و دورکننده و ناامیدکننده باشد.

[5] . جالب است بدانید که اخیرا یکی از دانشجویانم در رساله دکتری خودش به طور عالمانه ای نشان داده است که اگرچه همه آنچه در ذن و ذاذن می جویند، در نماز به عالی ترین ترتیب و به مؤثرترین شیوه وجود دارد، اما مشکل اینجاست که نگاه ما به نماز بیشتر آیین و عبادی است تا سلوکی، یعنی کمتر به نماز به عنوان وسیله ای برای رسیدن به آرامش و سعادت می نگریم . بیشتر آن را تکلیفی پیچیده می دانیم که باید برای عقوبت نشدن انجام دهیم.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :