دوشنبه 25 تير 1397 - 4 ذيقعده 1439 - 2018 ژولاي 16
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94834
تعداد مشاهدات : 1876

آشنایی با آیین هندو

راه های نجات در آیین هندو

هر دین و مکتبی که داعیه نجات انسان ها را دارد، بایستی نظریه برای نجات و راهی برای رهایی ارائه دهد. آیین هندو نیز از این قاعده مستثنا نیست. اما این دین شرقی، بنا به ویژگی بسیار تکثرگرایی که دارد، سه راه در عرض هم را پیشنهاد می کند. این نوشتار، مروری گذرا بر این سه راه است.

راه های سه گانة نجات در آیین هندو

علی موحدیان عطار

آيين هندو نیز، مانند هر دین و مکتب دیگری، براى دستیابی به نجات راهى توصيه می کند. اما، اين آيين در اين خصوص گويا مراعات حالِ مزاج هاى مختلف را كرده و به جاى يك راه، سه راه مختلف پيشنهاد كرده است. اين راه‏ها را با عنوانِ مارْگه mārga  (به معنى جاده و خيابان) و نيز يُگه  yoga (به مفهوم مهار، هم معنا و هم ريشه با يوغ) به اين صورت فهرست مى كنند: كَرْمه مارْگه يا كرمه يُگهkarma-marga، جْنانه مارْگه يا جنانه يُگهjnana-marga، بْهَكْتى مارگه يا بهكتى يُگهbhakti-marga. در آيين هندوى متأخر، كه آميزه اى از طريق بهكتى با شعائرگروى برهمنى است، عموماً طريق عشق و دلدادگى را داراى شرافت بيشترى نسبت به دو طريق ديگر مى دانند. اما، در عین حال، آن دو راه را نيز براى دستيابى به نجات كافى و رساننده مى شمارند.

 

كَرْمه مارْگه (طريق عمل به وظايف و شعائر)

اين طريق، در واقع، بر اين باور مبتنى است كه كسى كه به آداب و آيين ها و شعائر و مناسك دينى و نيز رسوم و وظايف طبقه اى به درستى عمل كند، در نهايت در همين زندگى يا زندگانى هاى بعد موفق به رهايى از چرخه سَمْساره خواهد شد. اين موارد شامل امور زير است: آيين هاى قربانى (پيشكش گذارى) براى خدايان و نياكان (منظور نياكان اوليه انسان ها، پيترى ها pitris pitrs? است كه در آفرينش مخلوقات نقش داشته اند) ، تقديس و ستايش خورشيد، روشن نگه داشتن آتشِ اصلى، اجراى آيين ها و مراسم مربوط به مهم ترين مراحل زندگى (تولد، نامگذارى، مراسم مربوط به اولين غذاى جامد كه طفل مى خورد، اولين بار كه موى سر طفل را كوتاه مى كنند، ازدواج و مرگ) ، و مراعاتِ دقيق مقررات اجتماعى هندویى و قوانين مربوط به خوردوخوراكِ هر يك از اعضاى طبقه هاى هندويى (وَرنه ها  varnas  يا همان كاست caste) .

جْنانه مارْگه (طريق معرفت)

اين راه، راه كسانى است كه علاوه بر طلب قوى و صادق، داراى ذوق و قريحة فلسفى بوده، بتوانند تأملات موشكافانه و بى‏وقفه اى در باره ماهيت و جوهر انسان و جهان صورت دهند. مقصد طريق معرفت آن است كه طالبان حقيقت را قادر به درك «بود» از «نمود»، و ماهيت فريب دهنده صورت هاى ظاهر اشيا و امور سازد، تا به اين وسيله يگانه واقعيت هستى، برهمن، و وحدتِ آن با واقعيت حقيقى همة امور را ادراك كند. طبيعى است كه فقط كسانى مى توانند چنين موشكافانه ميان امر واقعى و غيرواقعى، بود و نمود، عرض و جوهر، و شكل و شاکله تمييز دهند كه داراى استعداد فلسفى باشند. سالكان اين راه بايستى چند ويژگى و مهارت را در خود پرورش دهند: ضبط و مهار خويش بر ذهن و حواس را تقويت كرده، تا به اين وسيله به آرامش ذهنى و روانى، و نيز به قدرت خويشتندارى و مهارت تمركز دست يابند. آن گاه با استدلال و تأملات بى وقفه پردة جهل و غفلت را دريده، دريابند كه كل جهان و همة موجودهت يك حقيقت، و با برهمن يگانه است. بديهى است براى رسيدن به چنين معرفتى نياز به آمادگى و مراقبة طولانى است.

بْهَكْتى مارْگه (طريق دلدادگى)

بْهكْتى، برگرفته از ريشه بْهج bhaj به معناى «عشق» است، و در اصطلاح هندويى براى پرستشى به كار مى رود كه از روى اشتياق و دلسپارى باشد. بسيارى از مردم به وسيله استدلال و عقلانيت محض برانگيخته نمى شوند. اينان، در عوض، از راه پرستش عاشقانه، بهكتى مارگه، به معنويتى حتى بالاتر و لطيف تر مى رسند. در فرهنگ و ديانت هندويى، اين تجربة معنوى را اغلب در شكلِ عشقى ديوانه وار نسبت به يك خدا، كه ممكن است حتى يكی از خدایان یا خدا ـ بانوان فرعی (دوَته ها) باشد، تجربه مى كنند. مهم ترين خصايص اين تجربه عبارت است از: تسليم نفس به يك خدا يا وجودى الوهى، انجام آيين هاى پرستش به صورت انفرادى، شركت در پرستش معبدى.

نخستين تبيين مكتوب از بْهَكْتى مارْگه به عنوان يك راه نجات را متن دينى و مقدسِ بْهَگوَد  گى تا ارائه كرده است. بهگود گى تا در 18 فصل، بسيارى از ديدگاه هاى دينى را مطرح مى كند، اما در عين حال كه دو طريق پيش گفته، جْنانه مارْگه و كْرمه مارْگه، را شرح مى دهد، بر طريق بهكتى تأكيد بيشترى روا مى دارد. گى تا اذعان دارد كه هر دو طريق معرفت و طريق عمل نیز به نجات مى انجامد:

من از آغاز آفرينش دو راه پيش پاى مردم گذاردم:

طريق معرفت، براى اهل مراقبه،

و طريق عمل، براى اهل عمل.[1]

با وجود اين، برترين راز و عالى ترين پيامِ بهگود گى تا طريق دلدادگى است:

من براى همة يكسان ام. براى من نه دوستى هست و نه دشمنى.

اما آنان كه از روى عقيدت مرا مى پرستند، ايشان در من اند و من در ايشان.

حتى اگر گناهكارى مرا از سر خلوص عقيدت بپرستد، او را بايد از نيكان شمرد، چه نيت وى پاك است.

چنين كسى، اى پسر كنتى، به زودى به راه راست باز آيد و به آرامش ابدى برسد. تو به جرأت تمام توانى گفت كه هر كه به من ايمان دارد هرگز فانى نشود.

اى پسر پريتا! آن كه به من پناه آورد، اگرچه مانند زنان، ويشيه ها و شودْره ها از طبقات پست زاده باشد، به كمالِ مطلوب برسد. ديگر چه جاى سخن دربارة برهمنان و قديسانى كه از خانواده پادشاهى باشند.

پس تو كه در اين غم خانة ناپايدار دنيا آمده اى! مرا پرستش كن!

دل از مهرِ من بياگن، عقيده در من بند، مرا تقديس كن! مرا سجده كن! و مرا كمال مطلوب خود بدان، تا به من برسى.[2]

هيچ كدام از دو راهِ عمل، كه عمدتاً مبتنى بر سنت هاست، و راه معرفت، كه تا حدود زيادى عقلانى است، نمى تواند نيازهاى دينىِ عميق ميليون ها هندو را چنان كه راه پرستش عاشقانه برآورده كرده است، برآورد. براى بيشتر هندوها عشق بى قيدوشرط و فارغ ازخود، و ايمان نسبت به يك خدا براى رسيدن به نجات از هر راه ديگرى برتر است. هدف غايى اين راه همين عشق است. انتظار مى رود سالكِ اين راه خداى خويش را، نه از سر ترس و نه به خاطر پاداش، بلكه فقط از روى عشق بپرستد. نيازى نيست بگوييم كه طريق بهكتى مردمى تر از دو طريق ديگر است.



[1] . بهگود گي تا، فصل سوم: 3.

[2] . بهگودگى تا، فصل نهم: 34-29.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :