Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 259301
تعداد بازدید : 4020

پاسخ به شبهات

پاسخ به شبهه ای در باره «سلام»

اخیرا در شبکه های اجتماعی مطلبی را از مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب نقل و منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه «سلام» سنت غلطی است که عرب های فاتح به اجبار و برای تحقیر وسرکوب ایرانیان مغلوب به آنان تحمیل کرده بودند تا آنان مجبور باشند در ملاقات های خیابانی و هرجا عرب ها را می بینند، با اعلام این کلمه، اظهار تسلیم کرنش و پذیرش شکست کنند و خود را تسلیم نشان دهند. و برای این مدعای باطل چنین استدلال کرده بودند که، سلام در سنت عربی هم رسم نبوده است و نیست و عرب ها با جمله صباح الخیر و مانند آن به هم تحیت می گویند. البته در رد این شبهه مطالب زیادی نوشته و گفته اند. اما اضافه بر آنها، نکاتی نیز به نظر بنده رسید که در پی می خوانید.

پاسخ به شبهه ای در باره «سلام»

علی موحدیان عطار

۲۰ شهریور ۱۳۹۸

اخیرا در شبکه های اجتماعی مطلبی را از مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب[1] نقل و منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه «سلام» سنت غلطی است که عرب های فاتح به اجبار و برای تحقیر وسرکوب ایرانیان مغلوب به آنان تحمیل کرده بودند تا آنان مجبور باشند در ملاقات های خیابانی و هرجا عرب ها را می بینند، با اعلام این کلمه، اظهار تسلیم کرنش و پذیرش شکست کنند و خود را تسلیم نشان دهند. و برای این مدعای باطل چنین استدلال کرده بودند که، سلام در سنت عربی هم رسم نبوده است و نیست و عرب ها با جمله صباح الخیر و مانند آن به هم تحیت می گویند.

البته در رد این شبهه مطالب زیادی نوشته و گفته اند. اما اضافه بر آنها، نکاتی نیز به نظر بنده رسید که گمان کردم شاید ذکر آن مناسب تر از ساکت نشستن باشد. بنابراین نوشتم:

سلام. در باره مطلب منتشر شده، توجه شما را به نکات زیر جلب می کنم:

اولا، انتساب مطلب فوق به مرحوم زرین کوب، چندان بی اساس و غیر محتمل نیست. اما اگر هم وی چنین مطلبی را نوشته باشد، مربوط به دوره نخست از زندگی علمی او بوده است. گفتنی است که مرحوم زرین کوب دو دوره فکری داشته است و در دوره دوم برخی نوشته های پیشین خود را اصلاح و حتی از کتاب خود خذف کرده است. بنابراین، احتمال دارد مطلبی که به ایشان نسبت داده اند، ماخوذ از نوشته های ایشان در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت باشد. البته خود عبدالحسین زرین کوب در مقدمه چاپ دوم، مطالب محذوف را ناشی از خامی و تعصب خود دانسته (ص ۱۹ ـ ۲۰) و نوشته است: «در جایی که سخن از حقیقت جویی است چه ضرورت دارد که من بیهوده از آنچه سابق به خطا پنداشته ام دفاع کنم و عبث لحاج و عناد ناروا ورزم؟ از این رو، درین فرصتی که برای تجدید نظر پیش آمد، قلم برداشتم و در کتاب خویش برهرچه مشکوک و تاریک و نادرست بود، خط بطلان کشیدم. بسیاری از این موارد مشکوک و تاریک جاهایی بود که من در آن روزگار گذشته، نمی دانم از خامی یا تعصب، نتوانسته بودم به عیب و گناه و شکست ایران به درست اعتراف کنم. در آن روزگاران، چنان روح من از شور و حماسه لبریز بود که هرچه پاک و حق و مینوی بود از آن ایران می دانستم و هرچه را از آن ایران ـ ایران باستانی را می گویم ـ نبود، زشت و پست و نادرست می شمردم. در سالهایی که پس از نشر آن کتاب بر من گذشت و در آن مدت، دمی از کار و اندیشه و در باب همین دوره از تاریخ ایران، غافل نبودم، در این رأی ناروای من چنان که شایسته است، خللی افتاد. خطای این گمان را ـ که صاحب نظران از آن غافل نبودند ـ دریافتم و درین فرصتی که برای تجدید نظر در کتاب سابق دست آمد لازم دیدم که آن گمان خطای تعصب آمیز را جبران کنم.»

مرحوم زرین کوب در جای دیگر «لحن نامساعد...» خود و برخی دیگر از اقرانش را در مورد اعراب نقد کرده و می نویسد «...همین لحن تا حدی در کتاب مازیار مجتبی مینوی و بیشتر در طی مقالات ذبیح الله صفا راجع به رؤساء نهضت های ضدعرب و هم در مقاله و کتاب سعید نفیسی راجع به بابک خرم دین و در رساله عبدالله بن مقفع تألیف مرحوم عباس اقبال و در کتاب دو قرن سکوت اثر نویسنده این سطور نیز در تجلّی است. در همه این آثار لحنی نامساعد و آمیخته به نیش و طعنه در حق اعراب به کار رفته است که البته شایسته بیان مورخ نیست». (تاریخ ایران بعد از اسلام، تألیف دکتر عبدالحسین زرین کوب، چاپ ۱۳۵۵، انتشارات امیرکبیر، ص۱۵۰)

جالب است بدانید که زرین کوب در جای دیگری از نقش و تاثیر مسلمانان در ایران و جهان به نیکی و عظمت یاد کرده و می نویسد: «کارنامه اسلام یک فصل درخشان تاریخ انسانی است؛ نه فقط از جهت توفیقی که مسلمین در ایجاد یک فرهنگ تازه جهانی یافتند بلکه به سبب فتوحاتی که آن ها را موفق کرد برای ایجاد یک دنیای تازه ورای شرق و غرب. (زرین کوب، عبدالحسین (۱۳۹۴). کارنامه اسلام. امیرکبیر. چاپ بیستم)

دوما، برخلاف گفته فوق، «سلام»، چنان که در  لغت نامه دهخدا نیز آمده است، در اصل به معنای سلم و صفا و طلب خیر و آسودگی است. وی می نویسد: «سلام کلمه دعایی مأخوذ از عربی، به معنی «بهی» است که در هنگام درود بر کسی گویند؛ یعنی سلامت و بی گزند باشید؛ و نیز تهنیت و تحیت و درود و خیر و عافیت و تعظیم و تکریم». بنابراین، مطابق گفته دهخدا، « سلام» نوعی دعاست و هنگامی که به کسی «سلام» گفته می شود، در واقع دارند برای او آرزوی سلامتی جسم، روان می کنند، که این والاترین نمود برای خیر خواهی و محبت می باشد

سوما، خود خدا به بندگانش صالحش «سلام» می دهد؛ مانند آنجا که می گوید: «سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ» (الصافات/79) در حالی که اگر سلام به معنای تسلیم شدن و اظهار سرسپردگی باشد، معنا ندارد خدا به کسی سلام دهد. همچنین یکی از نام های بهشت، «دارالسلام» است(یونس/25)، یعنی جایگاه سلامتی و آسایش. پس معنا ندارد که «سلام» را به معنای اظهار شکست و تسلیم بدانیم.

چهارما، سنت سلام کردن فقط برای ایرانیان و یا اقوام شکست خورده وضع نشده است تا بگویند این را عرب ها برای اعلام شکست و اظهار تسلیم به شکست خوردگان فرمان داده اند؛ بلکه سلام کردن سنتی اسلامی است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آن را به همه مسلمانان تعلیم کرده و دستورد داده اند که همه، اعم از اعراب و غیر اعراب به این شیوه به هم تحیت بگویند. نقل است که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) به انس بن مالک فرمود: یا اَنَس سَلِّمْ عَلی مَنْ لَقِیْتَ یَزیدُ اللّهُ فی حَسَناتِکَ وَ سَلِّم فی بَیْتِکَ یَزیدُ اللّهُ فی بَرَکَتِکَ. یعنی ای انس، سلام کن بر هر کسی که ملاقات می کنی تا خدا بر حسنات تو بیفزاید و سلام کن در خانه ات تا خداوند برکات تو را اضافه فرماید. و نقل است که عرب قبل از اسلام تعبیر «حیاک الله» را به کار می برند؛ یعنی «خدا تو را زنده بدارد» و یا می گفتند «انعم صباحا» یعنی صبح بخیر و نیز می‏گفتند: «سلام علیکم». اما پیامبر اسلام دستور داد که افشاء سلام کنید.

با وجود این حقایق، هر کسی اندک آشنایی با اسلام و تاریخ اسلامی داشته باشد بعید است که نداند سنت سلام کردن در خود قرآن ترویج شده است و نداند که مطابق قرآن خدا نیز به پیامبران سلام می دهد و نداند که عرب ها هم در آغاز ملاقات و هم در پایان آن سلام می دهند و ... بنابراین، کاملا واضح که انتشار این گونه مطالب و انتساب آن به افراد موجه، جز برای این نیست تا ذهن مخاطب را برای پذیرش مطلبی که می خواهند الغاء کنند، آماده سازند. دشمنان اسلام با نوشتن و اشاعه چنین مطلب غیر علمی و انتشار آن در فضای مجازی، عامه کم مطالعه مردم را هدف گرفته و می کوشند به این روش جامعه ایرانی را از آداب و سنن اسلامی تهی کنند و آداب غیر اسلامی را جایگزین کنند!



[1] . عبدالحسین زرین کوب (۲۷ اسفند ۱۳۰۱ ۲۴ شهریور، ۱۳۷۸) ادیب، تاریخ نگار، منتقد ادبی، نویسنده، و مترجم برجسته ایران معاصر است. آثار او به عنوان مرجع عمده در مطالعات تصوف و مولوی شناسی شناخته می شود.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :