چهارشنبه 31 مرداد 1397 - 11 ذيحجه 1439 - 2018 آگوست 22
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 241256
تعداد مشاهدات : 244

چالش‌های ایمانی

تسلیم یا توسل

شاید این پرسش برای هر متدین و مومنی پیش آید، که در مشکلات و نگرانی های زندگی آیا باید تسلیم تقدیرات خدا باشیم یا با توسل و دعا سعی در برطرف ساختن نگرانی ها کنیم؟ و گاهی دیده ایم که در موارد پرمخاطره، تسلیم و رضا به تقدیر الاهی با توسل و دعا و تضرع، سازگار و قبل جمع نیست و با اقدام به توسل و دعای شدید و پی گیر، حال تسلم و توکل از دست می رود و نوعی انتظار و توقع و حتی طلبکاری از خدا، جای آن را می گیرد. یاداشتی که در پی می خوانید، به نوعی چاره جویی برای این مسئله است.

تسلیم یا توسل

علی موحدیان عطار
۱۳۹۷/۴/۱۳

یک پرسش که شاید برای همه مومنان پیش آمده باشد، این است که در مشکلات و نگرانی های زندگی آیا باید تسلیم تقدیرات خدا باشیم یا با توسل و دعا سعی در برطرف ساختن نگرانی ها و جلوگیری از وقایعی کنیم که از وقوع آنها بیمناکیم؟ به عبارت دیگر، آیا تسلیم و رضا به تقدیر الاهی با توسل و دعا و تضرع برای رفع آنچه که ما را نگران می کند، سازگار و قبل جمع است، یا این دو با هم منافات دارد؟

برای تصور بهتر این مسئله، مثالی می آورم: فرض کنیم کسی درگیر یک دادرسی قضایی شده است که اگر حکم به ضرر او صادر شود، خسارت مادی یا معنوی بسیار بزرگی متوجه او خواهد شد؛ و البته حق هم با اوست؛ اما معلوم نیست که در آخر کار حکم به نفع او صادر خواهد شد، یا نه. اکنون وظیفه او به عنوان یک موحد مومن چیست؟ صرف نظر از اقدامات عملی و قانونی و تلاش های متعارفی که هر کسی باید بکند، آیا او به عنوان یک مومن باید تسلیم تقدیر الاهی شود و بگوید هرچه خدا خواست همان می شود و من هم به آن راضی ام؟ یا که سعی کند با دعا و توسل، آنچه را که به صلاح خود می داند از خدا بخواهد؟ یعنی بکوشد که حتی اگر تقدیر الاهی هم چیزی دیگری است، آن را تا جای ممکن با دعا و توسل برگردانده و خواسته خودش را به دست آورد؟

شاید بگویید پاسخ روشن است: او باید هم توسل و دعا داشته باشد و هم باید خود را تسلیم تقدیر الاهی کند. اما در عمل قضیه به این سادگی نیست؛ زیرا تسلیم و توسل در دو جهت مخالف قرار دارند و به تعبیر منطقی، غیر قابل جمعند. انسان اگر برای برطرف شدن آنچه نگرانش هست به دعا و توسل به اولیای خدا روی آورد، این یعنی که نمی خواهد آن اتفاق رخ دهد؛ پس عملا و قلبا تسلیم نیست.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در چنین مواردی پس از اقدام به توسلات فراوان و دعاهای مجرّب، دچار نوعی توقع شده و انتظار پیدا می کنیم که خواسته مان حتما تحقق یابد، اما چون ممکن است این چنین نشده و یا دیرتر از انتظار ما مشکل حل شود، ناخودآگاه از حال تسلیم و رضا بیرون آمده و طلبکار خدا و یا خدای ناکرده ناامید می شویم. همین حالت شاهد و گواه خوبی بر این مدعا این است که دست کم گاهی تسلیم و توسل غیر قابل جمعند.

پس راه حل چیست؟

به نظر می رسد در چنین مواردی انسان باید چهار کار را انجام دهد، که برخی از این چهار کار، جوارحی، یعنی اقدام عینی و عملی است و برخی جوانحی، یعنی صرفا قلبی و اعتقادی است:

اول. توحید و توکل: مومن باید بداند و اذعان داشته باشد که چیزی در شرق و غرب از تحت قدرت و سلطه خدای متعال بیرون نیست؛ پس او را وکیل خود قرار دهد، که فرمود: «رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكيلاً» (مزمل، 9).

دوم. اعتماد به خدا: انسان مومن در عین حال، باید به خدای خود اعتماد و اطمینان داشته باشد؛ زیرا می داند که از او جز خیر صادر نمی شود و او از خودش به او مهربان تر است. پس اگر او را وکیل خود قرار داده، به او وثوق هم داشته باشد.

سوم. دعا و تضرع و توسل: انسان مومن چون نمی داند تقدیر الاهی و یا قضای نهایی او چیست، وظیفه دارد که تا آنجا که می تواند دعا و تضرع کرده و به وسایلی که دارد، توسل جوید تا شاید فرج و گشایشی در رسد و یا در نهایت، حکم به نفع او رقم خورد.

چهارم. تسلیم تقدیر الاهی شود؛ انسان عاقل در چنین مواردی می داند که عاقبت کار از دو وضع بیرون نخواهد بود: یا تقدیر نهایی و یا قضای مبرم خدا ـ به هر حکمتی ـ بر خلاف خواسته اوست و (در مثال بالا) حکم به ضرر او صادر خواهد شد؛ و یا اینکه مشکل برطرف شده و نتیجه بر وفق خواسته و مراد او می شود. بنابراین، اگر این انسان عاقل، اهل ایمان هم باشد، باید بگوید خدایا اگر تقدیر و مشیت و اراده و حکمت تو بر آن قرار گرفته است که آنچه از آن می ترسم به سرم آید، من بنده تو و تو مولای منی و حکم همان است که تو می فرمایی و من تسلیم و راضی خواهم بود؛

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم        حکم آنچه تو فرمایی لطف آنچه تو بنمایی

نتیجه:

بنابراین و به عبارت دیگر، در چنین مواردی انسان باید هر دو وضعت را درنظر گرفته و متناسب با هر کدام، موضع و حالی داشته باشد: برای فرض اول، تسلیم و رضا؛ و برای فرض دوم، توسل و دعا. در عین حال، در هنگام توسل و دعا نیز باید به خود مرتب یادآوری کند که هرچه خدا خواست همان می شود و همان هم خیر است و این دعا و توسل، صرفا برای ادای وظیفه بندگی است.

اما، یک نکته در اینجا باقیست و آن اینکه گاهی انسان نمی تواند بر خیالات نفس خود تسلط داشته باشد و با و جود همه باورها و اعتقادات پیش گفته، در پی اصرار بر دعا و توسلات، می بیند که دارد حالت تسلیم و رضایتش را از دست می دهد. در این صورت، شاید بهتر آن باشد که دعا و توسل را رها کرده و به تسلیم و توکل بپردازد؛ چرا که ایمان انسان مهم تر از برآورده شده خواسته ها و دعاهایش است و می دانیم که توکل و تفویض و رضا و تسلیم از ارکان ایمانند؛[1] در حالی که دعا و توسل چنین نیست؛ پس اگر بناست یکی به دیگری ضرر رساند، بهتر آن است که آن را که جزو ارکان ایمان نیست،کنار نهیم.



[1] . در روایات به طور مکرر آمده است که این چهار از ارکان ایمانند. از جمله در روایت زیر می خوانیم: «عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ الْإِيمَانُ لَهُ أَرْكَانٌ أَرْبَعَةٌ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ وَ تَفْوِيضُ الْأَمْرِ إِلَى اللَّهِ وَ الرِّضَا بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ التَّسْلِيمُ لِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.» (کلینی، کافی، ۲، ۴۷)

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :