Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 232976
تعداد بازدید : 951

آیین هندو

زیارت در آیین هندو

نوشتاری که می خوانید مقاله کوتاهی است در باره زیارت در آیین هندو. آیین هندو از جمله ادیان بزرگ دنیاست که زیارت در آن بسیار پردامنه و پررونق است. این مقاله پیش تر در مجله تخصصی هفت آسمان به چاپ رسیده است.

زيارت در آيين هندو

على موحديان عطار

زيارت، مانند معبد، از مهم ترين و بارزترين مؤلفه هاى دين هندو است. حتى اگر نتوان گفت هندوها بيش ساير مردم به زيارت مى روند، اما ترديدى نيست كه اين نحوه عبادت، آيين هندو را در زمره اديانى قرار داده كه زيارت در آنها رواج و توسعه زيادى دارد. حتى اگر با قدرى احتياط سخن بگوييم، همه ساله بيش از 12 ميليون هندوى متدين به شوق زيارتِ حدود 150 زيارتگاه شناخته شده در هند بار سفر مى بندند. اين سفرها گاه مسافتى بالغ بر 3000 كيلومتر را شامل مى شود.[1] هر هندوى متدين چه بيرون از هند باشد و چه در هند، سعى مى كند كه لااقل يك بار در تمام عمر، از يكى از مكان هاى مقدس ديدار كند.[2]

بنابر مهابهارته، سفر زيارتى، يا همان تيرتهه ياترا[3] در گذشته بيشتر مجاهده اى بود براى كسب و انباشتن ثواب، كه بهويژه كسانى كه توان اهداى قربانى هاى پرهزينه را نداشتند آن را بر خود هموار مى كردند. اما اكنون اين واژه معناى عامى پيدا كرده است، به طورى كه شامل ديدارهايى نيز مى شود كه شايد بيشتر آميزه اى از سير و سياحت و تفريح و زيارت است.

شايد به سبب ماهيتِ تلفيقى، جذب كننده و همگون سازنده، و نيز تكثر و گوناگونى سنّت هاى خداباور در آيين هندو، زيارت هندويى از بساطت اوليه درآمده و نظام پيچيده اى پيدا كرده است. در حالى كه در متون پورانهاى، زيارت اغلب وسيله اى براى انباشتن ثواب، كه الزامى هم نبوده تلقى شده است.[4] اين روزها با توسعه شبكه حمل و نقل در هند، زيارت در ميان هندوها رواج و وسعت بيشترى يافته است، و گويا اين روند ادامه داشته باشد.

بذر زيارت در آيين هندو در مناسك پيش آريايى نهاده شده است كه در آن شواهدى بر وجود آيين غسل در آب هاى مقدس مى توان يافت. اما اشاره آشكار به تيرتهه ياتْرا در متون وده اى آشكار گشته است. در وهله بعد، در مهابهارته سخن از اعمال نهادينه شده اى رانده اند كه در آن زمان ها ترتيب مى دادند و تا حد زيادى با معناى لغوى تيرتهه (گذرگاهِ آب، گدار و پاياب) ياترا (سير و سفر) مطابقت دارد، در مهابهارته خط سير يك سفر زيارتى بزرگ را در هند ترسيم كرده است كه در كل حركتى در جهت عقربه هاى ساعت دارد، يعنى از پوشْكَره[5] در راجستان[6] آغاز مى شود، و پس از گذشتن از مناطق مختلف در هند، به پْرَياگه[7] يا اللّه آباد كنونى پايان مى پذيرد. اللّه آباد محل تلاقى سه رود مقدسِ گنْگ،[8] يَمونا،[9] و رود نامرئى، اساطيرى و زيرزمينىِ سَرَسْوَتى[10] است. (همان)[11]

زيارتگاه هاى هندويى به چند نوع اند. چنان كه از پورانه ها بر مى آيد، به لحاظ منشأ تقدس چهار گونه زيارتگاه وجود دارد:

1) دَيْوَه:[12] مربوط به خدايى از خدايان،

2) آسوره:[13] مربوط به يكى از موجودات اهريمنى (ديوان)،

3) آرْشه:[14] مربوط به مردان مقدس و فرزانه،

4) مَنوشه:[15] مربوط به انسان.

برخى از منابع  ديگر[16] زيارتگاه ها را به لحاظ وابستگى يا عدم وابستگى به صورت زير دسته بندى كرده اند.

1) زيارتگاه هاى فرقه اى (متعلق به فرقه يا مذهبى خاص)،

2) زيارتگاه هاى غيرفرقه اى؛ كه اين دسته دوم خودْ به دو نوع است:

2ـ1) زيارتگاه هاى منطقه اى (كه شايد به سبب اهميت كمتر، فقط مردم همان منطقه به آن سفر مى كنند)،

2ـ2) زيارتگاه هاى مربوط به كل هند.

همچنين، زيارتگاه ها را به لحاظ عملى كه در آن صورت مى دهند (يا ويژگى محل)، به دو دسته  تقسيم كرده اند:

1) جَلَه تيرتْهه ها،[17] يا مكان هاى زيارتى مربوط به آب، مثل رودخانه هاى مقدس،

2) مَنْديره تيرتهه ها[18] يا زيارتگاه هايى كه بر محور معبدى بزرگ و مهم شكل گرفته است.

در جَلَه تيرتهه ها مراسم غسل در آب مقدس و نيز مراسمى براى نياكان رايج ترين اعمال است. در حالى كه، در مَنْديره تيرتهه ها زائران عموماً در طلب برقرارى رابطه اى ملكوتى با خداى مورد نظر خود و حاجت خواستن يا عنايت و فيض اويند.[19]

اگر ملاك دسته بندى را ويژگى محل در نظر بگيريم، در برخى متون دينى (گروده پورانه) گونه ديگرى از زيارتگاه ها را نيز بايد بر اين دو افزوده اند: 3) زيارتگاه هاى غيرآبى و غيرمعبدى، كْشِتْره ها،[20] كه شامل برخى جنگل ها، بيشه ها، كوه ها (مثل رشته كوه هاى هيماليا) مى شود. در اين مناطق معمولا نقاط خاصى نيز به طور ويژه تر معلوم كرده اند كه از قداست زيادى برخوردار است. كْشِتْره ها مناطق علامت گذارى شده اند كه گمان مى برند در آنها فعاليت هاى خدايان، مثل شكار، نبردها، و بازى ها و ورزش هاى اساطيرى رخ داده است. سفر به كْشِتْره ها معادل شركت در تجربه مقدسِ آنهاست.[21] برخى مكان هاى زيارتى، مانند كاشى[22] فقط به هندوها تعلق ندارد، بلكه پيروان اديان ديگر نيز به آنها سفر مى كنند. براى مثال بوداييان و جَينه ها نيز به كاشى، كه يكى از هفت مكان مقدس هندوهاست و در كنار رود گنگ جاى دارد، توجه نشان مى دهند.[23]

هندوها اكنون زيارت را براى مقاصد مختلفى به عهده مى گيرند: كسب ثواب، طلب رستگارى و به دست آوردن استحقاق شرايط بهتر در زندگانى بعدى، طلب بخشودگى گناهان، عبادت، شهود خدا يا دريافت جذبه اى از او (دَرْشَنه)، خشنود كردن نياكان، راضى ساختن خدايى خشمگين، شفا يافتن از بيمارى، رهايى از بدبختى، تأمين رفاه و يا كسب بركت و رونق.[24] شايد بتوان گفت زيارتگاه هايى كه در متون سنسكريت از آنها نام برده اند و بيشتر مورد تأييد و توجه سطوح بالاتر جامعه  هندويى نيز هست، غالباً به منظورهايى مثل طلب معنويت و تهذيب يا شركت در بازآفرينىِ نمادينِ حوادث اساطيرى و كيهانى و دريافت مفهوم عميق ترى از آنها مورد توجه واقع مى شود. اما زيارت گاه هاى محلى را بيشتر براى امورى مثل شفاعت و وساطت براى حل مشكلات زندگى مورد توجه قرار مى دهند.[25] جالب است بدانيد، گاهى زائران، براى كسب ثواب بيشتر، مشقت هايى را علاوه بر سختى هاى سفر بر خود هموار مى كنند، مثل طى مسافت بر روى يك پا (به صورت لِى لِى)، و يا راه رفتن بر روى زانو،[26] يا حتى غلط زدن.

منبعى وجود ندارد كه بتواند از نگاهى برون دينى، مهم ترين زيارتگاه هاى هندو را، با وجود كثرت آنها و تنوعى كه در عقايد هندويى درباره آنها سراغ داريم فهرست كند. از ديد هر فرقه و نحله اى دسته اى خاص از زيارتگاه ها مهم ترين اند. با وجود اين مى توان با قاطعيت 4 مكان اصلى را نام برد كه زائران در مسير 'زيارت بزرگ` هندويى به آنها گذر مى كنند. چهاردهامَس،[27] يا چهار آستانه قدسى، عنوانى براى اين مكان هاست:

1) بَدْرينات[28] در كوه هاى هيماليا،

2) پورى[29] در ساحل شرقى،

3) رامِشْوَرَم[30] در منتهى اليه جنوب هند،

4) دواركا[31] در ساحل غربى.[32]

علاوه بر اين، چهار مكان مقدس هست كه هر چند سال يك بار در آنها اجتماع بزرگى از هندوها شكل مى گيرد. كومب مِلا،[33] يا 'گردهمايى ديگ ها`[34] از آيين هاى بزرگ هندويى است كه در چهار محل به نوبت شكل مى گيرد. در ناسيك،[35]اوجَّين[36] و هَرى دْوار[37] سه سال يك بار، و در اللّه آباد، يا همان پَرَياگه[38] هر 12 سال يك بار. اين مراسم با حضور ميليون ها نفر هندو از سرتاسر هند برگزار مى شود. در اين مراسم عبادت هايى مانند غسل در آب، به اميد ريختن گناهان، صدقه و بخشش صورت مى گيرد.[39] اين چهار مكان از قداستى اساطيرى برخوردارند. گمان بر اين است كه در جريان جنگ خدايان با ديوان (asuras) بر سر اَمْريت[40] يا آب حيات جاودانه، در هر يك از اين 4 مكان قطره هايى بر زمين پاشيد.[41]

علاوه بر دْهامهها و كومْب ملاها، هفت مكان مقدس ديگر نيز هست كه از زيارتگاه هاى سرتاسرى هند در شمار است. سپته پورى ها[42] يا مُكْشه پورى ها[43] عبارت اند از: دواركه،[44] اَوَنْتى پورى،[45] كانْچى پورَم،[46] اَيُدْهيا،[47] مَتْهورا،[48] ياماپورى،[49] كاشى[50].

هفت رودخانه مقدس نيز كه موضوع زيارت هندويى قرار مى گيرد عبارت است از: گَنگ، يَمونا، گُداوَرى،[51] سَرَسْوَتى،[52]نَرْمَدا،[53] سِند[54] و كَوِرى[55]. رشته كوه هيماليا با 2500 كيلومتر طول و 350 كيلومتر عرض و صدها قله با بيش از 6000 متر ارتفاع، مكانى مقدس محسوب مى شود كه اماكنى در آن موضوع زيارت هندوهاست.[56]

اماكن زيارتى بزرگ و سرتاسرىِ هند، بيشتر به نام شيوه است و كمتر به نام ويشنو، برهما و خدا بانوان; فقط زيارتگاه پوشكره را مى توان نام برد كه در آن برهما خداى اصلى است. اما در زيارتگاه هاى منطقه اى و محلى، چه بسا خدابانويى خداى اصلى شناخته مى شود; مثل زيارتگاه كالى[57] در كلكته، و ميناكْشى[58] در تأميل نادو. شاكْته ها (پرستندگان شَكْتى) اماكن زيارتى زيادى دارند كه در آن الهه مادر، با نام هاى گوناگون اش، خداى اصلى است.[59]

از ديد هندوان، هر مكان زيارتى ويژگى هايى دارد و بركات مخصوصى را به زائران اش ارزانى مى كند، براى مثال زيارتگاه هاى منطقه اى هستند كه به داد نابينايان مى رسند، يا مخصوص بى فرزندان اند، و يا حتى برخى زيارتگاه ها به امور جزئى ترى مثل شفاى عارضه هاى پوستى شهرت دارند.[60] در اين ميان، بنارس و گَيا[61] ويژه طلب رستگارى، بخشايش گناهان، و خشنود كردن نياكان به وسيله هدايا و خيرات است. متهورا و وْرينْدَوان[62] قرينِ نام كْرْشْنه است و معمولا براى دريافت دَرْشَنه يا عنايتى مخصوص از او به آن جا مى روند. برخى ديگر از اماكن زيارتى چنان اند كه به زعم هندوها اگر كسى در آن بميرد از تولد مكرّر (سَمْساره يا تناسخ) نجات مى يابد، و به اين سبب برخى هندوهاى متدين مايل اند اواخر عمر را در وارانَسى،[63] با همان بنارس، در ساحل رود گنگ در ايالت اوتّرپْرادِش مجاور گردند. اين مكان را مأواى شيوه، خداى بارورى و انهدام، مى دانند.

معمولا مكان هاى زيارتى را خوب سازمان داده اند. در هر زيارتگاه راهنمايان و دينيارانى هستند كه زائران را تحويل مى گيرند و به همراه خود به اماكن و مراسم مى برند. معمولا دفترچه هاى راهنمايى هست كه خصوصيات هر محل و معابد آن را شرح مى دهد، جزئيات اساطيرىِ خاص آن جا را بيان مى كند، فضيلت هاى آنها را تعريف مى كند، و فايده هايى را كه از هر جا عايد مى شود بر مى شمرد.

به اين گونه، زيارت براى هندوها، همه خواصِ دينى و معنوى مورد انتظار از اين مؤلفه مهم دينى را در بر دارد. تقريباً همه آثار و بركاتى را كه مسيحيان و مسلمانان از زيارت مى طلبند، هندوها نيز در نظر دارند. اما علاوه بر آن، و شايد بيشتر از ساير اديان، هندوها به وسيله زيارت به بُعد ديريابى از آيين هندو راه مى برند كه مشكل مى توان آن را با چيز ديگرى تبيين كرد در آيينى مثل آيين هندو، با آن همه تنوع و تكثر، خودآگاهى هندويى، يا آگاهى به آنچه يك نفر به وسيله آن خود را در چارچوب اين آيين حس مى كند، امرى است ديرفهم و پيچيده. اما در اجتماعات بزرگِ هندويى، بهويژه كومْب مِلاها، چنين مايه وحدت و هم بستگى اى به خوبى ادراك مى شود.



[1]. Eliade, 1987, v. 11, p. 353.

[2]. Nigosian, S.A. 1972, p. 106.

[3]. tirthaya¦tra¦; ياتْرا متضمن مفهوم سفر است، و تيرتهه اصطلاح مركبى است در زبان سنسكريت كه به مفهوم گذار، گدار، پاياب يا گذرگاه رودخانه است، اما علاوه بر اين، گاهى براى اشاره به مردان مقدس و حتى متون دينى نيز به كار مى رود.

Coleman, Simon & ...: Pilgrimege; Past and  Present in the World Religions, London, British Museum Press, 1995. p. 137-138.

[4]. Eliade, 1987, op. cit.

[5]. Pus¤kara

[6]. Ra¦jestan

[7]. Praya¦ga

[8]. Ganga

[9]. Yamuna¦; يا جُمْنا.

[10]. Sarasvati

[11]. براى مطالعه مبسوط و دقيق در اين باره رك:

 Chapter III  Delhi, Munshiram Manuharlal pub. 1999, Hindu Places of Pilgrimage in India, , Surinder Mohan,

[12]. daiva

[13]. a¦sura

[14]. a¦rs¤a

[15]. manus¤a

[16]. پورانه ها، براى اطلاع از نقشه هايى كه زيارتگاه هاى هند را بر اساس متون مختلف نشان مى دهد، رك: 1999. Bhardwaj, s.m..

[17]. Jala ti¦rthas

[18]. mandira ti¦rthas

[19]. Eliade, M. 1987, v. 11, p. 353.

[20]. Ks¤etras; به معناى منطقه.

[21]. همان، و نيز: Bhardwaj, S. M. op cit, p. 63.

[22]. ka¦s¤i¦

[23]. ويتمن، س. 1382، ص 80.

[24]. ويتمن، س، 1382، ص 81; و نيز: Eliade, M. 1987, v. 11, p. 354.

[25]. همان و Eliade.

[26]. Nigosian, S. A. 1972, p. 106.

[27]. cha¦rdha¦mas

[28].  Badrina¦thيا بَدْرينَرَين، .Badrinarain

[29]. Puri، يا جَگنّاتهه پورى Jagannatha¦ Puri.

[30]. Ra¦mes¨varam

[31]. Dva¦rka¦

[32]. Eliade, op cit, p. 353,  :و نيزBhrdwaj, S. M., op cit, p. 170.

[33]. Kumbh mela

[34]. Kumbh، ديگ يا ظرف تو گودى است كه در اين گردهمايى مورد استفاده قرار مى گيرد، و با آن از آب رودخانه پر مى كنند و از بالا آن را روى آب ها مى ريزند. اين ظرف مى تواند اشاره به الهه مادر و رحم نيز باشد. (Bowker, J. 1997, p. 562) مِلا به معناى گردهمايى و اجتماع است.

[35]. Na¦sik

[36]. Ujjain

[37]. Haridwa¦r

[38]. Paraya¦ga

[39]. Singh, C. & Nath, P. 1999-2002, P. 100.

[40]. Amrit

[41]. همان.

[42]. Saptapuris

[43]. moks¤apuris

[44]. Dwa¦rka

[45]. Avantipuri

[46]. Ka¦ncipuram

[47]. Ayodhya¦

[48]. Mathura¦

[49]. Ma¦yapuri

[50]. Ka¦s¨i

[51]. Goda¦vari

[52]. Sarasvati

[53]. Narmada¦

[54]. Sindhu

[55]. Kaverâ¦

[56]. Howley, J. & Bharatadass, J, 1996, p. 5.

[57]. Ka¦li

[58]. Mina¦ks¤i

[59]. Eliade, M. op cit, p. 354; براى مطالعه اى تفصيلى درباره ربط و نسبت ميان اماكن زيارتى و خدايان و خدابانوان و نيمه خدايان و ديگر موجودات الوهى در آيين هندو، بنگريد به: Kumar, S.V., 1983.

[60]. ويتمن، س، 1382، ص 80.

[61]. Gaya¦

[62]. Vrindava¦n

[63]. Va¦ra¦nasâ¦

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :