Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 230121
تعداد بازدید : 496

معرفی کتاب‌های منتشر شده

کتاب یوگا در ایران

به مناسبت انتشار کتاب «یوگا در ایران» اثر مشترک آقای علی محمد پورابراهیم و علی موحدیان عطار (مدیر این پایگاه) معرفی مختصری از این کتاب را پیش روی شما نهاده ام. این کتاب توسط انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب منتشر شده است.

هو الحکیم

در باره کتاب یوگا در ایران



یوگا (یُگه)[1]، در اصلِ خود، يكي از شش مكتب فلسفي هند و در زمرة مكاتب راست‎باور (اَستيكه) هندويي است. این سنت قدمت چند هزارساله دارد و در متون كهن ديني هند فراوان از آن ياد شده است. مكتب یوگای کلاسیک، با استفاده از مباني نظري جفت فلسفی خود، یعنی مکتب سانكهيه، شالودة معرفت‎شناختي و جهان‎شناختي نظرية نجات را فراهم كرده و با تركيب آن با راه عمليِ دستیابی به آن نظريه، كه ويژة مكتب یوگا است، راه نجاتي را فراروي سالك مي‎نهد. هدف سالك در اين مكتب، شناخت خويشتن حقيقي و تمييز بين خود و ناخود است كه در پرتو آن شخص به اتحاد با برهمن دست مي‎يابد و به مقام زندة آزادي مي‎رسد. اين مكتب، داراي نظريههاي جهانشناختيِ مخصوص به خود است كه برگرفته از انديشههاي دينيِ كشور هند بوده و در آن بستر باليده و از چهارچوب دين هندو پيروي ميكند.

اما، امروزه یوگا را در حوزه‎هاي غيردانشگاهي (و حتي گاهي در دانشگاه‎ها)  بهعنوان يكي از رشته‎هاي ورزشي مي‎شناسند و در بيشتر كشور‎ها مراكز فراواني به آموزش و ترويج آن در سطح عموم مشغول‎اند. کشور ما، ایران، نیز از این حقیقت مستثنا نبوده است. صورتي از یوگا در دهة چهل وارد ايران شد و در سال 1374، با رسميت يافتن آن از سوي سازمان تربيت بدني، رشد فزون‎تري به خود گرفت. وجود بيش از 170 مركز آموزش یوگا با بيش از يك ميليون نفر فراگير در ايران و نيز بيش از 250 عنوان كتاب دربارة یوگا، نشانه‎هايي از اين گسترش است. (این آمار مربوط به زمان نگارش این کتاب بوده است.) یوگا را باید از جمله جريان‎هايي برشمرد كه به ویژه در دهة اخیر رشد چشم‎گيري در ايران کرده است. امروزه، یوگا بيش از يك ميليون نفر از آحاد جامعة ايراني را مجذوب خود ساخته است. بدون شك انتقال یوگا به ایران، همانند ساير كشورها، همراه با دگرگونيهايي بوده است. شاید، بتوان گفت كه یوگا، به نوعی، بومیسازی شده است. بنابراین، شاید بتوان از این پدیده، با عنوان يوگاي ایرانی نیز یاد کرد.

یوگای رايج در ايران، به حکم آنکه نام «یوگا» بر خود دارد، علی الاصول بایستی نسبتي با یوگای کلاسيک (یوگای سنتی و اصیل هندی) داشته باشد. اما وقتی می نگری، جز تشابهی در ظاهر و در برخی ویژگی های غیر جوهرین، مناسبتی میان این یوگا و آن یوگا نمی یابی. با توجه به این حقیقت، و نظر  به تفسيرها و تبیین هاي به غایت متنوعی از این پدیده ارائه می دهند، کاملاً ضرورت دارد تا بدانیم آنچه از یوگا در ایران ارائه می کنند، چیست، ربط و نسبت میان آن با ساير انواع یوگا کدام است، و خود چه تنوعاتی دارد؟ به کجا ره می برد؟ و تا چه حد می توان به آن دل سپرد و دست داد.

رسیدگی به این مسایل از آن جهت اهمیت فزونتري مييابد که اکنون یوگا در مراکز آموزش عالی، وزارت بهداشت و درمان و نيز وزارت آموزش و پرورش جایگاه رسمی پیدا کرده است. براي نمونه، در دانشگاه تهران، در شمار یکی از واحدهای اختیاریِ تربیت بدنی به دانشجویان پیشنهاد ميشود. (تصویر شماره 8 فرم انتخاب واحد) اما، بر اثر اقبال غيرعالمانه به یوگا و تلفيقگري‎هايي كه در منابع چاپ شده در ايران مشاهده مي‎شود، یوگا در سطح جامعة ایرانی به‎گونه‎اي غيرعلمي رواج پيدا كرده و از اين رهگذر مي‎تواند آسيب‎هايي را متوجه جامعه ما كند.

همچنين از جمله پرسش ها و مسایلی که توجه به آن ضرورت اين تحقيق را بیشتر آشکار می کند این است كه آيا یوگا، بهشيوهاي كه در ايران رواج دارد، ميتواند تهديدي براي فرهنگ اسلامي ـ ايراني باشد، يا خير؟ می دانیم در برخي از منابع یوگا كه در ايران انتشار يافته، تلاش شده است، تا برخي از آموزه‎هاي آن را با عرفان اسلامي تلفيق كنند. در برخي از كلاس‎ها، آموزه‎هاي معنوي و عرفاني ساير ملل، تدریس و بهنحوي به فراگیران القا مي‎شود. افزون بر موارد يادشده، آموزش یوگا در ايران داراي كاستي‎هاي فراواني است كه بايد کسی یا نهادی به رفع آن اهتمام کند، كاستيهايي مانند: تلفيق گري‎هاي غيرعالمانه میان آموزه‎هاي یوگا با اسلام، سطحينگري در شناخت ابعاد مكتب یوگا، برجسته كردن جنبة ورزشي و درماني یوگا، چاپ و نشر كتب غيرعلمي با موضوع یوگا، آموزش‎هاي غيركارشناسي فنون یوگا كه می تواند آسيب‎هايي را متوجه فرد و جامعه سازد. همة این موارد، و موارد ديگري كه مجال ذکر آن در این مختصر نیست، جستاری عالمانه در اين باره را اقتضا می کرد.

این گونه بود که نویسندگان این نوشتار، به مقتضای دغدغه ها و زمینه های پژوهشی خویش، بر آن شدند تا ماهیت، اصالت، و کارکرد یوگای رایج در ایران را وارسند. این کار پیش از هرچیز مستلزم آن بود تا ابتدا آن را با مكتب یوگای كلاسيك (پَتَنْجَلي یوگا) بسنجیم و با ارائة معرفي نسبتاً دقیق و عالمانه ای از آن یوگا، یوگای رايج در ايران را با آن مقایسه و به چیستی و چگونگی این پدیده در ایران نزدیک گردیم.

این نوشتار، نخستین گام در راه این مهم را با معرفي یوگای کلاسیک با استفاده از منابع اصيل یوگایی، و نیز با نظر به تحقیات ثانوی معتبری که در جهان در بارة مکتب یوگا انجام گرفته، برداشته است. به این منظور، در این نوشتار، ابتدا از پيشينة شکلگیری و سیر تطوّر واژگان یوگا، بحث خواهد شد. سپس، مفهوم یوگا در متون اصیل هندو بررسی ميشود. برای این کار، از منابعی، چون، یوگا سوترة پتنجلي و شرح‎هاي آن، دائرهالمعارف‎های ادیان و همچنين، از کتابهای معتبری، چون یوگا، نوشتة میرچا الیاده، تاریخ فلسفه شرق و غرب نوشتة رادها كريشنان، كتاب بسیار ارزنده و مرجع تاریخ فلسفة هند اثر داسگوپتا، و منابع معتبر دیگری از این دست بهره بردهایم.

پس از این، براي آماده سازی زمینه برای بررسي نسبت یوگای رايج در ايران با یوگای اصیل و کلاسیک، به موضوع یوگا در ایران پرداخته ایم. در این روند، پس از مطالعه ای اجمالی در باب تاریخچة ظهور و تطور یوگا در ایران، ابتدا منابع یوگاییِ چاپ شده به فارسي را بررسي کرده ایم تا محتواي علمي آنها و ميزان مطابقت مطالبشان با مكتب یوگای كلاسيك قابل سنجش شود. مهم ترين مرجع براي شناخت یوگا در ايران كتاب‎ها، مجلات و مقالاتي است كه در ايران چاپ شده است، اعم از كتاب‎ها و مقالاتي كه بهوسيلة نويسندگان ايراني نگاشته شده، و نیز كتاب‎ها و مقالاتي كه بهوسيلة مترجمان ايراني ترجمه و روانة بازار گرديده است. در اين بررسي، روشن کرده‎ايم كه اين منابع تا چه ميزان جامعة ایرانی را با یوگا آشنا می سازد؟ بهچه بُعدي از اين مكتب مي‎پردازد؟ و آنچه در اختیار این مردم قرار می دهد چه نسبتی با مكتب یوگای اصیل (كلاسيك) دارد؟

سپس براي شناخت بهتر از ماهیت یوگا در ایران، فعاليت‎هاي آموزشي یوگایی و كم و كيف آنها را گزارش کرده ایم. داده های لازم برای این کار از طریق مصاحبه با دست اندرکاران، مسئولين انجمن یوگا و مربيان و پيش كسوتانِ یوگا در ايران فراهم گرديده است. بديهي است، پيشكسوتان و مربيان یوگا در هر جامعه ای، از اركان آموزش و ترويج یوگا محسوب مي‎شوند و بنا براین، بررسي اين مكتب بدون در نظر گرفتن آنها ناقص خواهد بود. بههمين خاطر، در بررسي یوگا در ايران به سراغ اين افراد رفته و ضمن مصاحبه و گفتوگو با آنها از كم و كيف آموزش یوگا در ايران گزارش كاملي را فراهم كرده‎ايم و نيز دربارة مشكلات و نارسايي‎هاي آموزش یوگا در ايران با آنها به گفت وگو نشسته‎ايم.

همچنين در بررسي یوگا در ايران بهسراغ باشگاه‎ها و مراكز آموزش یوگا رفته و شيوة آموزش یوگا در ايران را تبیین كرده‎ايم. اين بررسي روشن كرده كه آموزش یوگا در ايران بهچه ميزان با مبانی مكتب یوگای كلاسيك منطبق است؟ در اين آموزش‎ها بهكدام جنبة اين مكتب بيشتر توجه شده است؟ و نيز، با توجه به اینکه امروزه آموزش یوگا در دنيا داراي سبك‎هاي گوناگوني است (بهتفصيل از این سبک ها بحث خواهيم كرد)، در اين آموزش‎ها از كدام یک از سبك های آموزش یوگا استفاده می‎شود؟

لازم به یاد است که، این پژوهش به روش تحلیلی ـ مقایسه ای و با رویکردی پدیدارشناسانه به موضوع یوگای رایج در ایران پرداخته، اگرچه خود را در چارچوب فورمول های پدیدارشناسی فلسفی ملزم نساخته است. شیوه گردآوریِ داده ­های این جستار، هم کتابخانه‏ ای و هم میدانی (مصاحبه با اساتید، مربیان یوگا در ایران و همچنين، مصاحبه با دانشجویان این مراکز) است. بر اساس بررسیِ صورتگرفته، به نظر می رسد تاکنون پژوهشي همانند اين در ایران صورت نگرفته باشد. البته در برخی مقالات و نيز پيشگفتار پارهاي از کتابها، به شكل گذرا، اشارهای به برخی نارسايي های یوگا در ایران رفته است. اما گویا تاکنون کسانی این موضوع را بهصورت مستقل وارسی نکرده اند. بيشتر منابع موجود در ایران درباره یوگا، به معرفی یوگا، به عنوان یک ورزش، پرداخته‏ اند. رویکرد منابعِ یوگای در ایران، عمدتاً ورزشی، پزشکی، روان‏شناسی و تغذیه‏ ای است. کمتر منبعی را می­ توان سراغ گرفت که به ديدگاه‎هاي جهانشناختي، نجات‎شناختی و معرفتشناختي مکتب یوگا پرداخته باشند. بيشتر مطالبی که در باره یوگا منتشر می شود، فاقد رویکرد آکادمیک بوده، و عمدتاً اهداف تجاری را مد نظر دارد.

اما سرانجام از همه این بررسي‎ها، به اين نتيجه رسيده ایم كه یوگای رايج در ايران، نه تنها با یوگای كلاسيك و اصیل فاصله بسياری دارد، بلکه در نوع و حد خود نیز دچار نارسايی‎های علمی و عملی قابل توجهی است. اگر بخواهیم همین جا برخي از نارسایی ها را یاد کرده باشیم، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

الف) بيشتر منابع يوگايي چاپ شده در ايران، از وثاقت و اعتبار علمي لازم برخوردار نيست؛ زيرا در تدوين آنها از منابع اصيل و معتبر یوگایی استفاده نشده است.

ب) منابع یوگا در ايران به صورت بسيار سطحي به یوگا پرداخته و در برخي موارد داراي اشتباهاتی در تعريف یوگا و انواع و اقسام آن است.

ج) یوگای رایج در ایران، صرفاً شكل ناقصی از هتهه‎یوگا (نوعی یوگای عرفی و عامیانه هندی) است.

د) آموزش یوگا در ايران به‎صورت ناقص ارائه مي‎گردد، اين آموزش‎ها صرفاً شامل تعداد اندكی از وضعیت های بدنی (آسنه‎ها)ی یوگا، و گاهی برخی تمرین های تنفس، تمرکز و آرامش ذهن است. می توان ادعا كرد كه آموزش یوگا حتی در اين سطح هم در ايران به بلوغ نرسيده است.

هـ) نظام آموزش یوگا در ايران داراي انسجام سازمانی و آموزشی نيست و ذوق و سليقه مربيان در آن نقش مهمي دارد.

و) در ايران، یوگا به عنوان يك رشته ورزشی معرفي شده و روشی براي كسب آرامش است.

علاوه بر همه این مسایل، برخورد با این تازه وارد در ایران به یک سان نبوده است؛ برخي با احتیاط با آن روبه رو شده، یوگا را  در زمره جريان‎های معنويت‎گرای منحرفی تلقی کرده اند که انديشه‎ هايی در تقابل با آموزه‎هاي اسلام را در جامعه ترویج می کند و به همین سبب از ناحیه آن احساس خطر کرده، مخالفت با آن را وظیفه دینی خویش دانسته‎اند؛  اما برخي ديگر آن را صرفاً نوعی ورزش و یا روشی براي کسب سلامتي و آرامش دانسته، به ترويج آن مبادرت مي‎ورزند؛ و گروهي نيز آن را موضوعی برای کسب وکار یافته و با انگيزه‎های منفعت جويانه به آن دامن می زنند و به طبع، یکسره از منافع و خواص آن می گویند و بی هیچ تأملی به وارد کردن هرآنچه نام یوگا را با خود یدک می کشد مبادرت می ورزند. هم اکنون یوگا در جامعه ايران دارای جايگاه رسمي و قانوني است و همین زمینه را برای رشد روزافزون و چشمگير این پدیده در میان اقشار مختلف فراهم آورده است.

از سویی، آنچه تحت عنوان یوگا ارائه می شود، آن قدر تنوع و گوناگونی دارد، که به هیچ روی نمی توان آن را ذیل تعریفی واحد درآورد. در هر کلاس و کانون و انجمن و مؤسسه ای که پای می نهی، یوگا را با چهره ای متفاوت و به رنگی دیگر می یابی. در این کلاس ها از حرکات ژیم ناستیک تا سخنان حکمت آمیز هندی و چینی و روسی، از رژیم های غذایی و دستورهای بهداشتی، تا روش های تمرکز و تأمل و درون نگری هندویی و بودایی و دائویی، می توان یافت.

*******

این کتاب در سه بخش شكل گرفته است. براي تبيين درست وضعیتِ یوگا در ايران لازم بود تا اول مكتب یوگای پتنجلي با استفاده از منابع معتبر شناسانده شود، لذا بخش اول کتاب به معرفي اين مكتب اختصاص يافته، كه شامل سه فصل است:

 در فصل يكم، کلیاتی از تاریخ تطور واژگان یوگا آمده و روشن شده است که یوگا را در سنّت هندی، بر هر روش مراقبه ای و شیوة زاهدانهاي اطلاق می کنند. در این گزارش، سیر تحولات واژة «یوگا»، از لحاظ مفهومی و معنایی آورده شده و چهار برداشت رایج از واژه یوگا معرفی گردیده است. نگارندگان در این بحث، تبیین کرده اند که چگونه امروزه واژه یوگا پديدههايي را دربر ميگيرد که در جوهرِ خود شاید بیشتر نوعی ورزش یا روشی برای تندرستی باشد و البته تصریح کرده اند این را بیشتر باید کاربردی عوامانه و غیرفنّی تلقی کرد. در ادامة همين فصل، به پيشينة مكتب یوگا، معرفي كتاب یوگا سوترة پتنجلي، تفاوت یوگا با ساير گرايش‎هاي یوگای غيركلاسيك و ارتباطي كه بين مكتب یوگا و مکتب سانكهيه است پرداختهایم.

در فصل دوم، مباحثی دربارة مباني نظري یوگا، شامل معرفتشناسی، هستیشناسی، خداشناسی و انسانشناسی مكتب یوگا مطرح گرديده است. در اين فصل گفته شده است كه در بحث معرفتشناسی، مکتب یوگا، تابع مکتب سانکهیه است. این دو مکتب، منابع معتبر معرفت را شامل ادراک، استنتاج و گواهی لفظی میدانند. مراد از ادراک، همان شناخت بیواسطه و مستقیم اشیا، از راه تماس حواس با آنهاست. مراد از استنتاج، معرفت به طرفی از رابطه که با حس قابل درک نیست، از طريقِ طرف دیگري است كه با حواس آدمي درك ميشود. و مراد از گواهی لفظی، حقیقتی است که از طریق گفتهها یا بیانها دریافت میکنیم، يعني حقیقتی که نمیتوان از راه ادراک حسی، یا استنتاج بهدست آورد. و در پايان، پیرامون فرایند ادراک توضیح لازم ارائه شده است.

در بحث جهان شناسی یوگا، گفته شده، که شناخت جهان، دغدغه اصلیِ پتنجلی نبوده و از اينرو، وي به ماده و کیفیتهای آن، به شكل گذرا پرداخته است.

بحث خداشناسی مکتب یوگا را همراه با مقایسة جفت او، یعنی مکتب سانکهیه آوردهایم. در آنجا گفتهایم که مکتب یوگا، بر خداباوري تأکید داشته و از همينرو، برخی، از آن به «سانکهیة خداباور» یاد کردهاند. خدا در یوگا، عبارت است از نفس متعالی و وجودی کامل که از همة نفوس متمایز و برتر است. او در حقيقت بر همه کس و همه چیز قاهر و چیره بوده و توانایی و دانایی او را اندازهاي نیست. باید دانست که خدا در یوگا، خالق جهان نیست. در دیدگاه یوگا ـ سانْکهیه، جهان و زندگی و انسان از، پرَکْریتی (مادة بی صورت هستی) به وجود آمده است. خدا در یوگا، فقط امری متشخص است که فرایند تحولات را هدایت می‎کند.

در فصل سوم، به نجاتشناسیِ مکتب یوگا، بهعنوان مقصد نهايي اين مكتب، اشاره شده تا معلوم شود که امتیاز یوگا از دیگر مکتبهای نجات، بيشتر در نظریة نجات و نیز در طریقتی است که برای نجات ارائه می دهد. در بحث نجاتشناسی این مکتب، روشن کردهایم که وقتی سخن از نجات است، مراد، نجات از چه چیزی است؟ و مقصد در نجات کجاست؟ مطلوب نهایی، وضعیت نجات و آنچه باید بهسوی آن رفت، در نظر یوگا، عبارت است از نوعی آرام دلی و ثبات روحی و روانی، که در آن حال، همه رنج ها و پریشانی ها به پایان می رسد. راه نجات يادشده از دید مکتب یوگا، به‎سان سایر مکاتب، مبتنی بر نظریه نجات و طریقت نجات آن مکتب است.

می توان گفت كه راه نجات در یوگا، عبارت است از دستیابی به معرفتِ تمییزگر، معرفتی که میان خود حقیقی و مجموعه ذهن ـ بدن، تمایز مینهد. یوگا این معرفت را منحصر در مهار همه فعالیتهای ذهن و بدن میداند. به لحاظ عملی، یوگا راه تحقق این را منحصر در بهکارگیری ابزارهای هشتگانه میشمارد؛ یعنی یَمَه، نی یَمه، آسنه، پرانایامه، پرتیاهاره، دهارنا، دهیانه و سمادهی.

بخش دوم این کتاب، که مقصود اصلی این جستار نیز بوده و این جستار با هدف تبیین آن نگارش یافته است، به بررسی یوگای رایج در ایران اختصاص دارد. در اين بخش، كوشش شده است تا گزارشي جامع از یوگای رايج در ايران ارائه شود. بههمين منظور، بخش دوم در سه فصل شكل گرفته است:

در فصل اول این بخش، نخست، تاریخچه حضور و تطور یوگا در ایران و سپس، وضعیت كنوني آن در ایران گزارش شده است. تاریخ ورود یوگا به ایران، مربوط به دهه چهل شمسی بوده و برای این مدعا دلایل کافی اقامه شده است.

فصل دومِ این بخش را به منابع یوگا در ایران، اختصاص دادهایم. در این فصل، نخست منابع را به گونههاي تألیفی، ترجمه‎ای و مقالات، تقسیم و گزارش نسبتاً مفصلی از آنها ارائه کرده‎ایم. سپس، منابع را از حیث موضوع، در محورهاي تاریخی، ورزشی، پزشکی، روانشناسی، دسته‎بندي و گزارش كرده‎ايم. و در ادامه، به تحليل و نقد اين منابع پرداخته‎ايم.

در فصل سوم، فعالیتهای يوگايي در ایران را گزارش كرده‎ايم. با توجه به اينكه انجمن یوگا، در ایران، زیرمجموعه فدراسیون ورزشهای همگانی میباشد، نخست، گزارشی از چگونگي شکلگیریِ این فدراسیون و ارتباط آن با یوگا ارائه شده، و سپس تشکیلات اداری این فدراسیون و نيز فدراسیون بینالمللیِ یوگا معرفی شده است. از آنجا که چگونگيِ آموزش یوگا در ایران، به کیفیت و کمیّت علمیِ مربیان آن بستگی فوقالعادهای دارد، از اينرو، گزارش کاملی از قوانین مربیگری یوگا، در ایران و نيز دروس عمومی و اختصاصیِ آنان، و تحليل اين برنامه‎ها، در این فصل گنجانده شده است.

مراکز آموزش یوگا، در واقع، یکی از ارکان اصلیِ گسترش یوگا در ایران به شمار میروند، بدینجهت، گزارشی از آموزشگاههای یوگا در تهران ارائه و همچنين سبکهای مطرح آموزشی یوگا در این باشگاهها گزارش شده است. در این فصل، به چهار سبکِ رایج یوگا در دنیا و ایران اشاره و گرایش هریک از سبکها را بحث کردهایم. ناگفته نماند كه در این فصل، از سبکِ مورد تأیید انجمن یوگا در ایران يا «سبک یوگای جامع» سخن به ميان آمده است، که بهوسيلة کمیتة آموزش انجمن یوگا، با اقتباس از چهار سبک مشهور و در تلفیق با تجربههای مربیان یوگا در ایران، فراهم گشته است.

 بخش سوم و پایانیِ کتاب، به نتیجهگیری از مباحث يادشده در بخشهای يك و دو و نيز، پاسخ به پرسشهای اصلی و فرعی مطرح در آغاز این جستار اختصاص دارد. در اين بخش، به نارسايي‎هاي منابع يوگايي در ايران اشاره كرده و نتيجه گرفته‎ايم كه منابع یوگا در ايران، رويكردی غيرعلمي دارند؛ بدين معنا كه در نگارش آنها از منابع اصيل و معتبر استفاده نشده و بيشتر دارای مقاصد ورزشي و درماني است. ضمن اينكه بیشتر ناشران اين منابع عمدتاً به ميزان سودآوري آنها بر روی ميز فروش می انديشند تا بهره علمي. همچنين به نارسايي‎های آموزشي اشاره كرده و نتيجه‎ گرفته‎ايم كه سطح آموزش یوگا در ايران، بسيار نازل و غیر علمی است؛ بدين معنا كه رويكرد آموزش یوگا در ايران، صرفاً ورزشي است و مربيان، آموزش كافي در خصوص فنون یوگا نديده‎اند؛ سطح دانش و مهارت مربيان در حد قابل قبولي نيست، و برنامه زمانی پيش‎بيني شده و سرفصل‎های درسي دوره مربي‎گری، فرصت و امکان آگاهی كافی در این موضوع را در اختيار مربيان اين دوره‎ها قرار نمي‎دهد.

در اين بخش، دربارة امكان به‎كارگيری یوگا در ايران بحث كرده و نتيجه‎گيری كرده‎ايم كه یوگای رايج در ايران از مكتب یوگای پتنجلی فاصله گرفته و اين یوگا در ايران، بيشتر شكل ناقصی از هتهه‎یوگا (یوگای نیرو، که محصول گسترش عامیانه و عرفی یوگا در جامعه هندی بوده) است. همچنين در اين بخش به اين نتیجه رسيده‎ايم كه امكان تلفيق آموزه‎های مكتب یوگا با اسلام به‎صورت كامل وجود ندارد. یوگای جامع نیز كه از طرف انجمن یوگا پيشنهاد شده است، عمدتاً به يك مجموعه از فنون و آسنه‎ها (وضعیت‎های نشستن) مي‎پردازد.

علی موحدیان عطار

نقل از دیباچه کتاب



[1]. تلفظ و آوانوشت دقیق این واژة سنسکریت، «یُگه» است. از قضا در زبان سنسکریت و سنت فلسفی ـ عرفانی هندو دو واژه به چشم ميخورد که با وجود شباهت لفظی، تفاوت معنایی زیادی دارند؛ اولی همین yoga است که دقیقاً موضوع نوشتار پیش رو بوده و به غلط، «یوگا» تلفظ می شود. اما، دومی، yuga است که در سنت فرهنگی ـ دینی سنسکریت، به مفهوم دوره های چارگانة زمان و تاریخ به کار می رود، و در فارسینویسی، ناچار باید آن را یوگه (یا یوگا) آوانویسی کرد. پس اگر بخواهیم آوانویسی این دو کلمه را به طور دقیق مراعات کرده باشیم، و براي اينكه اشتباهي صورت نگيرد، بایسته آن است که به ویژه در نوشته های آکادمیک، برای yoga، تلفظ «یُگه» و برای  yugaتلفظ «يوگه» را مراعات کنیم. اما از آنجا که در ادبیات ترجمه ای این حوزه yoga را عمدتاً به صورت «یوگا» تلفظ و آوانویسی می‎کنند، و نظر به اینکه این تلفظ کاملاً شناخته شده و قبول عام یافته است، نوشتارِ پیش رو نیز جانب همان تلفظ و آوانویسی غلطِ مشهور را گرفته است.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :