Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 225139
تعداد بازدید : 668

روش‌شناسی دین‌پژوهی

دسته بندی روش های دین پژوهی

آنچه در پی می خوانید نکته ای است در دسته بندی روش های دین پژوهی، که در قالب دو نمودار بیان شده است.

دسته بندی روش های دین پژوهی

علی موحدیان عطار

روش هایی که در مطالعات دین به کار می رود، از یک حیث بسیار متنوع است، درست همان طور که ابزارهایی که در صنعت مورد استفاده قرار می گیرد تنوع زیادی دارد (چه بسا ابزارهای خاصی که گاه فقط برای باز کرده یک پیچ خاص طراحی و ساخته شده است). اما همان طور که رسته ها و گونه های اصلی ابزارها در صنعت شاید از سه یا چهار نوع تجاوز نکند، روش های اصلی و عمده در تحقیق و مطالعه در دین نیز از یک یا دو دستة چندتایی تجاوز نمی کند.

تفکیک میان روش های جزئی و کلی در روش شناسی مطالعات دین از آن رو مهم است که می تواند موجب سردرگمی شود یا این گمان را برانگیزد که اصولاً روش ها را حد و نهایتی نیست. شما در این عرصه چه بسا با نام ها و عنوان های مختلفی روبه رو شوید که همگی مظافٌ الیه «روش» واقع می شوند؛ و این می تواند گیج کننده باشد. برای مثال، کسی ممکن است در تبیین دین از تلمود الگوبرداری کند و آن را «روش تلمودی» بنامد (رک: ؟؟؟)، یا که برای رسیدن به مفهوم عرفان، قطعه های مفهومی به دست آمده در تعاریف، توصیف ها و کاربردهای عرفان را کنار هم بچیند تا برای ترسیم جغرافیا یا ساختار مفهومی این پدیدة اسرارآمیز، از آن بهره جوید و همو این رویه را با عنوان «روش پازلی» بخواند (رک: موحدیان، مفهوم عرفان). اما به طور مسلّم این نوع مفهوم سازی های روش شناختی، بسیار خاص و جزئیند و هرگز با مفاهیم کلی و عامی مانند روش توصیفی یا تحلیلی در یک افق قرار ندارد.

بر این پایه، در گونه شناسی روش های دین پژوهی، درست تر و یا عملی تر آن است که به جای کوشش در شمردن و دسته بندی کردن همة روش های متنوع جزئی و خاص، صرفاً به دسته بندی و تبیین روش های عام تر و عمده تر بپردازیم. در این صورت، به نظر می رسد بتوانیم بنا به حصر عقلی به تعداد مشخصی از روش های معمول در دین پژوهی دست یابیم.

به این ترتیب، می توانیم به سادگی بگوییم: ما در تأمین منابع دانش خود در مطالعة دین و یا پدیدارهای دینی، ممکن است صرفاً یا اصولاً از تجزیه و تحلیل و استدلال استفاده کنیم، یا که به جای این، ابتدا اقدام به تجربه مستقیم کرده و دانش خود را عمدتاً بر شواهد و داده های تجربی بنا کنیم؛ به این گونه، از حیث راه به دست آوردن اطلاعات، روش های مطالعات دین به دو دسته می شود: مطالعات پیشینی (پیش از تجربه)، و پسینی (پس از تجربه). نیازی به توضیح ندارد که برخی رویکردهای دین پژوهی، مانند رویکرد فلسفی و الاهیاتی (کلامی) عمدتاً از روش اول، یعنی روش پیشینی بهره می برند؛ و برخی دیگر، مانند رویکردهای روانشناختی، باستان شناختی، مردم شناختی و نگرش های جامعه شناختی، عمدتاً روش دوم، یعنی روش پسینی را به کار می بندند، و برخی مانند رویکرد تاریخی ـ انتقادی و رویکرد پدیدارشناسانه، از هر دو روش بهره می جویند.

                                                                                         روش پیشینی

                     روش های دین پژوهی از حیث منابع معرفت

                                                                                         روش پسینی

اما، از منظری دیگر، می توانیم بگوییم، ما در دین پژوهی یا می خواهیم صرفاً دین یا پدیدار دینی را توصیف کنیم، یا علاوه بر آن نیاز داریم تا با تحلیل عقلی و کنار هم نهادن و تجزیه و تحلیل داده ها به زوایای نامکشوف یا انتزاعی ترِ آن دست یابیم؛ و یا ممکن است بخواهیم با کنار هم نهادن نتایج توصیف ها و یا تحلیل ها در بارة دو دین یا دو پدیدار دینی، شرایط را برای مقایسة آنها فراهم آوریم تا در پرتو آن، وجوه تمایز و تشابه و یا امتیاز ادیان یا پدیدارهای دینی مختلف را تشخیص دهیم و به نتایج اتنزاعی و اجتهادی تری در باب دین یا ادیان و یا پدیدارهای دینی دست یابیم. بنابراین، از حیث نحوة پردازش و استفاده از داده ها نیز می توان روش های دین پژوهی را در سه گونة کلی رده بندی کرد: توصيفي descriptive، تحلیلی analytical یا انتقادي[1]dialectical، و مقايسه اي (تطبيقي comparative).[2]
 
                                                                                              روش توصیفی

      روش های دین پژوهی از حیث نحوه پردازش و بهره برداری از داده ها    روش تحلیلی

                                                                                                                   روش مقایسه ای

[1] . این دو واژه، هرکدام به جنبه ای از این روش دلالت می کند. به همین سبب از هردو برای اشاره به روش مورد نظر بهره می جویند.

[2] . اینکه به روشی که از ادغام و تلفیق روش توصیفی و تحلیلی حاصل آید اشاره نمی کنیم به آن سبب است که اصولاً هر فعالیت تحلیلی مستلزم توصیف نیز هست. بنابراین، روش تحلیلی در حقیقت همان روش توصیفی ـ تحلیلی به حساب می آید.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :