Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 218018
تعداد بازدید : 1427

تسلیت خدا را بپذیریم

در زندگی ما انسان ها موقعیت ها و وضعیت هایی پیش می آید که تحمل آن برای ما سخت می شود. این و ضعیت ها ما را به آشوب می کشد و قرار و آراممان را می برد. در عین حال، حقایقی هست که تذکر آنها به ما در این وضاع می تواند بسیار آرامش بخش و موثر باشد. اما پذیرش این تذکرات و مواعظ و اندرزها گاهی با موانعی همراه است و یا اینکه ارزش آنها به خوبی شناخته ودرک نمی شود. کوتاه نوشته ای که در پی می خوانید، برای تبیین ارزش این حقایق است.

تسلیت خدا را بپذیریم

علی موحدیان عطار

در زندگی ما انسان ها موقعیت ها و وضعیت هایی پیش می آید که تحمل آن برای ما سخت می شود. بیماری ها، شکست های عشقی، ناکامی های کاری، ضررهای مالی، خسارت های آبرویی و ... همه اینها ما را به آشوب می کشد و قرار و آرام از ما می برد.

در چنین وضعیت هایی توجه به برخی حقایق می تواند بسیار تسلی بخش و آرامشگر باشد. این حقایق تسلی دهنده را ممکن است کسی به ما تذکر دهد، یا در جایی بخوانیم، به ما الهام شود و یا حتی خودمان به خودمان یادآور شویم. حقایقی مانند اینکه وقتی ضرری به شما خرده است، به شما بگویند: این نیز بگذرد؛ یا بگوید: دنیا ارزش غصه خوردن ندارد؛ و یا از زبان شکرین حافظ بشنوید که:

سود و زیان مایه چوخواهد شدن ز دست / از بهر این معامله غمگین مباش و شاد

یا وقتی متحیر مانده اید که چرا اوضاعتان چنین ناجور است، حافظ را باز کنید و بخوانید که:

گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن / که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

یا وقتی از ناحیه محبوبی عزیز به شما جفا و جوری وارد شده است، به شما بگویند:

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا / کین طایفه از کشته تانند غرامت

یا وقتی در راه هدف مهمی که دارید به سختی و مشکل برخورد کرده اید، کسی به شما تذکر دهد که:

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند / در اثر صبر نوبت ظفر آید

یا وقتی مشکلات و گرفتاری ها شما را رها نمی کند و کم مانده است که صبر وقرارتان را ببرد، دوستی شما را امید دهد که دست از دعا و تضرع به درگاه خدا بر مدار؛ چرا که هرچند دیر، اما خدا هرگز دعای سوخته دلان را بی جواب نمی گذارد، و آن گاه به گفته حافظ شیرین سخن تمسک جوید که به خویش یادآور شده است که:

حافظ طمع مبُر ز عنایت که عاقبت / آتش زند به خرمن غم دود آه تو

یا وقتی دلت از بداخلاقی ها و بدرفتاری ها و زخم زبان های دیگران در زندگی شغلی یا خانوادگی یا معاشرت های دوستانه به درد آمده و رنجیده خاطر شده ای، یادت آید که هیچ گلی بی خار نیست و نوش و نیش دنیا با هم و درهم است و این بیت زیبای حافظ را یاد کنی که فرمود:

در این چمن گل بی خار کس نچید آری / چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست

و ده ها مورد از این موقعیت ها و ده ها حقیقت از این حقایق تسلی دهنده و آرامش بخش دیگر.

اما واکنشی که هریک از ما در برابر این حقایق تسلی بخش از خود نشان می دهیم، ممکن است متفاوت باشد: برخی این حقایق را به جان می نیوشند و از آن بهره برده و خود را به موج آرامش آن می سپارند و در پرتو نور آن راه خود را پیدا می کنند؛ برخی دیگر اما، این حقایق از از جنس حرف شمرده و ارزشی برای آن قائل نمی شوند؛ برخی هم ممکن است در برابر یادآوری این حقایق واکنش تندی نشان داده و بگویند: نفست از جای گرم بلند می شود!

اما حقیقت این است که همین حرف های به ظاهر  ساده و تکراری، اگر بجا گفته شود و بر دل بنشیند، کمک بسزایی به ما انسان های دچار رنج و درد می کند. از قضا، این حقایق فقط انرژی بخش و تسلی دهند و آرامشگر نیست، بلکه خود بخشی از راه حل نیز هست؛ چرا که در اوج گرفتاری و رنج و عذاب، انسان ها معمولا نمی تواند درست بیندیشند و تصمیم بگیرند؛ در چنین شرایطی این حقایق اگر به گوش جان شنیده شوند، در وهله اول آرامش را به ما برمی گردانند، اما وقتی آرامش به ذهن و جانمان بازگشت، معمولا خود راه برونرفت از مشکلاتمان را پیدا می کنیم. همچنین، در بسیاری از مشکلات و رنج ها که چاره ای جز صبر نیست، این حقایق صبر کردن را بر ما هموار می کنند و مانع از بی تابی و بروز مشکلات جسمی و روحی بیشتر برای ما می شوند.

اما آنچه سبب شد این مطلب را در اینجا با شما مخاطب گرانقدر در میان بگذارم، برخورد با روایت شریفی از رسول مکرم اسلام، محمد مصطفی (صلی الله علیه وآله) بود. در قرآن آیه ای هست که می گوید: «و به آنچه ما دسته‏ هايى از آنان [كافران‏] را بدان برخوردار ساخته ‏ايم چشم مدوز و بر ايشان اندوه مخور و بال خويش براى مؤمنان فرو گستر.» در ذیل این آیه از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده است که وقتی آیه شریفه ۸۸ از سوره حجر نازل شد نبی مکرم (صلی الله علیه وآله) رو به مومنان فرمود: «کسی که تسلیت خدا را نپذیرد، جانش از حسرت دنیا پاره پاره خواهد شد ...»[1]

این سخن حکیمانه از آن سبب به نظرم قابل تامل آمد که نبی مکرم (ص) از حقایق تسلی بخش به عنوان «تعزیت و تسلیت خدا به انسان» یاد کرده و از رد کردن آن برحذر داشته است. پنهان نمی توانم کرد که این تعبیر «عزاء الله» یا همان «تسلیت و تعزیت خدا به انسان،» برای خود من  که هیچ گاه از این زاویه به حقایق تسلی بخش نگاه نکرده بودم، حقیقتا تعبیر شگفت انگیزی بود. نیازی به ذکر نیست که همان حقایقی که در سخن خدا یا بزرگان دین در باره مشکلات و ابتلائات زندگی آمده و یا خود انسان و یا حتی دوستی و استادی به ما یادآوری می کند، بارزترین مصداق «تسلیت و تعزیت خدا» است. [2]

اما تعبیر زیبای دیگری که در ادبیات عرفانی و حِکمی ما برای همین حقایق تسلی بخش به کار می برند، تعبیر «باده» و «می» است. باده و می و میخانه و می فروش و ... در سنت ادبی ـ عرفانی پارسی، همه از عالم حقیقت حکایت می کنند. این تعابیر همه نمادهایی از حقیقت جان افزا و روشنی بخشی است که چون چون بر دل نشیند، غم از دل ببرد و راه را بر سالک روشن کند.

حافظ شیرین سخن بیش از همه به این زبان سخن با ما گفته است؛ از آن جمله سروده است:

اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا برد

یا گفته است:

فتنه می بارد از این سقف مقرنس برخیز / تا به میخانه پناه از همه آفات بریم

یا فرموده است:

سطان غم هرآنچه تواند بگو بکن / من برده ام به باده فروشان پناه از او



[1] . یا عمرش به سبب حسرت بر امور دنیا کوتاه خواهد شد. عین روایت چنین است: «أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَيَّارٍ [سِنَانٍ‏] عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَيْرٍ [عُمَرَ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ- وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ لَمْ يَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اللَّهِ- تَقَطَّعَتْ نَفَسُهُ عَلَى الدُّنْيَا حَسَرَاتٍ ...» (قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ۱، ۳۸۱) این روایت را بیشتر کتب حدیثی نقل کرده اند. در برخی نیز راویت را چنین نقل کرده اند : «من لم يتعز بعزاء الله فليس منا» یعنی کسی که تسلیت خدا را نپذیرد از ما نیست. (مجلسی، بحار الانوار، ۲۲، ۵۳۸)

[2] . در اینکه مراد از «عزاء الله» همین تسلیت خدا به انسان از راه تذکر حقایق تسلی دهند است، می توان به قول برخی لغویان و محدثان نیز تمسک جست. از جمله مرحوم مجلسی اول، گفته است: «من لم يتعز بعزاء الله تقطعت نفسه حسرات على الدنيا و من اتبع بصره ما في أيدي الناس كثر همه و لم يشف غيظه و من لم ير الله عز و جل عليه نعمة إلا في مطعم أو مشرب أو ملبس فقد قصر عمله و دنا عذابه «3»- و التعزي التصبر و التسلية (مجلسى، محمدتقى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه( ط- القديمة) ، محقق / مصحح: موسوى كرمانى، حسين و اشتهاردى على پناه‏، قم: ناشر: مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، 1406 ق، نوبت چاپ: دوم‏) مرحوم محمد باقر مجلسی نیز از قول برخی محققان می فرماید: «قال الجزري في الحديث من لم يتعز بعزاء الله فليس منا قيل أراد بالتعزي التأسي و التصبر عند المصيبة و أن يقول إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ كما أمر الله تعالى فمعنى قوله بعزاء الله أي بتعزية الله تعالى إياه فأقام الاسم مقام المصدر قوله و استودعكم أولياءه المؤمنين أي جعلكم وديعة عندهم و طلب منهم حفظكم و رعايتكم قوله أو تناسى أي أظهر النسيان و لم يكن ناسيا. (مجلسی، بحار الانوار، ۲۲، ۵۳۸)

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :