Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 16318
تعداد بازدید : 3190

کتمان سرّ: اصلی راهبردی در تشیع

کتمان سر

کتمان سرّ از آموزه هایی است که در تشیع و در تعالیم و رویه اهل بیت پیابر (علیهم السلام) مورد تاکید بسیار واقع شده است. شاید در نظر عمومی این اصل با تقیه یکی انگاشته شود، اما این کوتاه نوشت بنا دارد ضمن توجه دادن به تفاوت این دو، زمینه را برای تحقیقی مفصل تر در باره این اصل مهم و راهبردی فراهم کند.
 درآمدی بر یک بررسی گسترده

علی موحدیان عطار

مختصر تفحصی در سنّت و تعالیم امامان شیعه (علیهم السلام) به یقین ما را با مواردی روبه رو خواهد کرد که در آن سخن از لزوم کتمان سرّ یا اجتناب از اذاعه اسرار رفته است. در این گونه روایات، کسانی را که به این اصول پایبند نباشند، تهدیدی بالقوه و جدی برای اهداف اولیای دین شمرده، و حتی فاش کنندگان امر ایشان را قاتلان حقیقی حضرات دانسته اند.[1] از طرفی، در جوامع روایی شیعه موارد مشابهی را در خصوص لزوم تقیه، و نیز اشارت هایی را در لزوم بهره گیری از روش ایماء و اشاره و رمز گویی و یا حتی تبیین های چند گانه و چندپهلو در موضوعات و مسایل دینی می یابیم. در کل می توان گفت در تعالیم اهل بیت (علیهم السلام) تاکید بسیار بلیغ و جدی در خصوص کاربرد انواعی از این نوع روش ها در تعامل و ارتباط علمی و دینی با دیگران، و نیز مصلحت اندیشی و طبقه بندی حقایق در هنگام تعلیم و تبیین دین وجود دارد.

از طرفی می دانیم که مکتب تشیع از زمان شکل گیری تا کنون با آسیب ها و تهدیدهایی از درون و بیرون مواجه بوده و هست. شناسایی این آسیب گاه ها و موارد تهدید و برنامه ریزی برای مواجهه با آنها و یا رفع آنها، از ضرورت های انکارناپذیر است که خود امامان شیعه (علیهم السلام) نیز بدان توجه مخصوصو و مؤکدی روا داشته اند. از جمله این آسیب گاه ها که خود ائمه (ع) بدان پرداخته اند، موضوع لزوم کتمان سرّ است. این آموزه، ابعاد و جوانب مختلفی دارد؛ از سویی، اصلی عقلایی برای زندگی بهتر است، و از دیگر سو، اصلی اخلاقی برای تعالی وجود. از طرفی یک آموزه سلوک عملی عرفانی است، و از طرف دیگر، به مانند یک اصل راهبردی و یا تشکیلاتی مکتبی مطرح می شود. اما، آنچه بیش از همه ضرورتش حس می شود، نقش این آموزه در حفظ کیان تشیع و شیعیان، و نیز محافظت از ضعفای شیعه در برابر شبهات بیرونی و سوء فهم های درونی از تعالیم و بیانات اولیای دین است. به این منظور، لازم است تا به درستی مراد از این اصل معلوم گشته، راهکارهای نهادینه کردن آن در نظام تبیین و آموزش دین معلوم گردد. این جستار کوششی است در این راستا و تلاشی است برای تبیین چیستی، جایگاه، اهمیت، و چگونگی اجرایی کردن این آموزه مهم که تا حدودی مغفول واقع شده است.

به این گونه، پرسش های مهمی در ذهن نقش می بندد، که اصلی ترین آنها این است که معنا و جایگاه کتمان سرّ در مکتب تشیع چیست؟ و اگر آموزه کتمان سرّ اصلی راهبردی در مکتب امامان شیعه (علیهم السلام) است، چه آسیب هایی از ناحیه بی توجهی به این اصل به تشیع وارد شده و می شود؟ و چگونه باید مراعات این اصل را در جامعه شیعی نهادینه کرد؟ اما اگر بخواهیم قدری جزئی نگرانه تر و دقیق تر با این موضوع مواجه شویم، پرسش های فرعی متعددی پیش روی ما خودنمایی خواهدکرد؛ پرسش هایی مانند اینکه:

·        در ادبیات روایی شیعه، «کتمان سرّ» را به چه معنا به کار برده اند؟

·        در این ادبیات، با کدام تعابیر و به چه روش هایی به موضوع کتمان سرّ پرداخته اند؟

·        مراد از «کتمان» و مراد از «سرّ» چیست؟

·     متعلق سرّ در این آموزه چه می تواند باشد؟ کدام یک از موارد زیر را می توان مشمول ضرورت کتمان دانست؟

·      معارف و آموزه های باطنی و یا هرآنچه بر مخاطب ثقیل بیاید؟

·      مطالبی که نیاز به مقدمات بخصوص، یا فضا و حال خاصی برای درست فهمیدنش هست؟[2]

·      برخی حقایق که اگر فاش شود، دشمن به ائمه (علیهم السلام) یا مکتب و آرمانشان ضربه می زند؟

·      برخی آموزه های باارزش یا خاص که فقط خواص لایق آموختن آنند؟

·      برخی احوال و یا اعمال شخصی خود یا دیگران، اعم از بد یا نیک؟

·      نعمت ها و یا مسایل شخصی که ممکن است مورد حسادت یا سوء استفاده دیگران قرار گیرد؟

·      یا همه اینها؟

·        نسبت میان کتمان سرّ با تقیه، توریه، معاریض و مدارات چیست؟

·        جایگاه آموزه کتمان سرّ در مکتب امامان شیعه کجاست؟

·        آیا کتمان سر یک اصل سلوکی و عرفانی است؟

·        یا یک اصل تشکیلاتی و گروهی؟

·        آیا یک اصل راهبردی؟

·        یا که مخصوص زمان و مکان خاصی است؟

·        یا یک اصل حِکمی و عقلانی برای زندگی بهتر و باعافیت تر؟

·        یا یک اصل اخلاقی در خصوص روابط با دیگران؟

·        یا یک اصل دینی و ایمانی؟ (یعنی اصلی کلی و فراگیر در امر دینداری)

·        اگر کتمان سر یک اصل ایمانی یا دینی و یا مذهبی است، به کدام معنا از معانی «اصل،» چنین است؟

·     اگر همه یا بیشتر موارد بالا در باره اصل کتمان سر صدق می کند، کدام یک اساسی تر است؟ و نیز، کدام یک به مکتب امامان (علیهم السلام) اختصاص دارد؟ (در این خصوص، سابقه یا نمونه های توجه به چنین اصلی در دیگر مذاهب و ادیان بررسی می شود.)

·        سبب اهمیت اصل کتمان سرّ در نزد امامان شیعه (علیهم السلام) و تاکید بر آن چه بوده است؟

·     از نظر تاریخی چه آسیب هایی از ناحیه بی توجهی به این اصل بر تشیع وارد شده؟ و از این بابت چه تهدیدهایی متوجه این مکتب است؟

·     اگر کتمان سر اختصاص به زمان خاصی مانند زمان حضور امام ندارد، در زمانه ما مصادیق و موارد مشمولِ ضرورتِ کتمان کدامند؟

·     اگر اصل کتمان سرّ صرفا یک اصل اخلاقی و فردی نیست، آیا برای سیاست خارجی دولت اسلامی نیز دربردارنده الزامات و دلالت هایی هست؟

·     الزامات آموزه کتمان سرّ به عنوان یک اصل راهبردی در حوزه آموزش و تبیین دین چیست؟ و چگونه می توان اصل کتمان سر را، به ویژه در حوزه تبیین، تبلیغ و آموزش دین، نهادینه کرد؟

·     با توجه به روایات و آیات مربوط به فضل و لزوم تعلیم و تعلم دین و نهی از کتمان علم (رک: جوامع روایی، باب النهى عن كتمان العلم و الخيانة)، چگونه و با چه معیاری می توان فهمید که چه را باید بیان و تبیین و تعلیم کرد، و کدام را باید کتمان کرد؟

البته این مبحث را در جوامع روایی به طرق مختلف مورد توجه قرار داده اند. همچنین، رساله هایی در موضوعات مشابه و یا متداخل با کتمان سرّ، مانند تقیه، توریه و معاریض از سوی برخی عالمان و محققان حوزه دین و تشیع نگاشته شده است.[3] اما نگارنده در جایی به اثری برنخورده است که بحث کتمان سرّ را مستقلا و با نگاهی آسیب شناسانه، و به عنوان یک اصل راهبردی که کم توجهی به آن مانع رشد و گسترش تشیع می گردد و باید احیا و عملی گردد، مورد توجه قرار داده باشد.

مطالعه و بررسی چنین موضوعی به لحاظ «روش شناختی» حایز اهمیت زیادی است. چنین جستاری را باید عمدتا به روش توصیفی پیش برد، اگرچه در نهایت نتایج و دلالت های هنجاری و راهبردی نیز از این تحقیق فراهم خواهد آمد. اما به لحاظ «رویکرد» به نظر می رسد در این پروژه باید در هر بخش به تناسب هدف و مقصد آن بخش، از رویکرد مناسب، مانند رویکرد معناشناختی، پدیدارشناختی، تاریخی، هرمنوتیک، و هنجاری (دستوری) بهره برد.

از مطالعه منابع روایی، و بررسی مسایل مطرح شده در این منابع در این خصوص، این نظریه در ذهن شکل می گیرد که کتمان سرّ ـ در مفهوم خاص ـ غیر از تقیه و مربوط مراعات حال مخاطب است، در حالی که تقیه ـ در مفهوم خاص، مربوط به مراعات حال گوینده و یا هم کیشان اوست. البته در مفهوم عام این هردو را به جای هم به کار می برند، و می توان این دو و آموزه ها دیگری مانند توریه، معاریض و مدارات را ذیل یک عنوان کلی مندرج دانست. کتمان سر علاوه بر جنبه های فردی و اخلاقی و عقلایی، یک جنبه مهم راهبردی نیز دارد، و به تعبیری، کتمان سر، در کنار تقیه، توریه و معاریض، یک اصل مهم و بسیار مورد تاکید معصومان (علیهم السلام) است، که اگر مراعات شود، به پیشبرد اهداف متعالی تشیع کمک می کند، و اگر نشود موجب خسارت های جدی به تشیع و شیعیان، و یا مانع پیشرفت سریع مذهب می شود. حتی، بنا بر برخی اشارت هایی که در سنت اهل بیت (ع) سراغ داریم، چه بسا کتمان سر به نوعی تا سر حد یک اصل ایمانی هرچند درجه چندم مطرح باشد. این اصل، همچنین الزامات و اقتضائاتی برای عصر ما، و به ویژه برای نظام جمهوری اسلامی است که توجه به آن می تواند از آسیب به کیان تشیع جلوگیری کرده به توسعه و پیشرفت آن کمک کند.
[1] . عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَذَاعَ عَلَيْنَا شَيْئاً مِنْ أَمْرِنَا فَهُوَ كَمَنْ قَتَلَنَا عَمْداً وَ لَمْ يَقْتُلْنَا خَطَاءً. (محاسن، 1، 255)

[2] . مثلا یک منبری بر سر منبر از ماجرای بیماری گفته بود که از چشم درد به امام علی (علیه السلام) شکایت کرده و امام (ع) به وی از آب دهان خود استشفاء کرده بودند. بعد از منبر اما برخی اعتراض و اشکال کرده بودند که این کار خلاف بهداشت فردی بوده و از امام که مظهر پاکیزگی و مراعات بهداشت فردی است بعید است! این مسئله شاید صد سال پیش یا برای مردم یک روستا، یا در جوی که همه از مؤمنان راسخ و بصیر باشند، پیش نیاید، اما در زمانه ما، به ویژه در میان مردم نیمه تحصیل کرده نظام جدید آموزشی تبدیل به یک شبهه و یا اختلاف می شود. ما همه روزه در سایت های اینترنتی و رسانه های دیگر به شبهات و یا بلواهایی که بر سر این گونه مسایل به وجود آمده بر می خوریم.

[3] . پاره ای از منابع مذکور عبارتند از: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2؛ وسایل الشیعه، ج 8؛ مستدرك‏الوسائل ج 12؛ کتاب سلیم بن قیس هلالی، ج 2، بحار الأنوار (ط - بيروت)، مجلدات ‏4، 9، 17، 15، 18، ؛ شرح اصول کافی صدرا، ج 1، 595؛ محاسن برقی، كتاب العشرة، «باب التقية و المداراة» و باب النهى عن كتمان العلم» و روایات باب الإغضاء و المداراة؛ وسائل الشّيعة » ج 2؛ رساله سیر و سلوک علامه سید محمد حسین طهرانی؛ ابواب الهدی و کتاب توریه و معاریض، اثر میرزا مهدی اصفهانی، در نسخه نجفی یزدی؛ رساله پند صالالح اثر صالح علی شاه گنابادی؛ رساله سيروسلوك بحرالعلوم.


ثبت شده توسط :

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :