Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 96277
تعداد مشاهدات : 1784

دو دسته‌بندی برای عشق

انواع عشق

یاداشتی که می خوانید دربردارنده دو دسته بندی در باره انواع عشق است. یکی از این دسته بندی ها با توضیحاتی از مصطفی ملکیان ارائه می شود. این نوع دسته بندی ها به ایضاح مفهوم برخی واژه ها که ما زیاد به کار می بریم اما گاه مفهوم آن برای ما ابهام یا ایهام دارد، کمک زیادی می کند.

انواع عشق

علی موحدیان عطار

دست کم دو دسته بندی برای انواع عشق وجود دارد: یکی بر اساس منبع معرفت شناختی عشق؛ و دوم، بر پایه انگیزه و خواسته عشق.

در دسته بندی اول، عشق به سه گونه است:

1.    عشق حسی، که خواسته ها و نیازهای محسوس را درنظر می گیرد، و چون قوی ترین خواسته های حسی، خواسته های جنسی است، مصداق بارز این عشق عشق جنسی است. از این رو، این نوع عشق را به تبع این مصداق بارز، عشق جنسی یا «عشق اروتیک» (erotic) می نامند.

2.    عشق خیالی، که به خواسته ها و نیازهایی تعلق می گیرد که خود شخص آنها را درک نکرده، اما با خیال خود تصوری از آن در خویش دارد. برخی از عشق های آرمانی (عشق به آرمان ها) مانند عشق به جامعه ایدئال، عشق به انسان کامل و یا حتی عشق به همسر ایدئالی که هنوز از نزدیک آن را نمی شناسیم، از این قبیل است. این نوع عشق را «عشق رمانتیک» (romantic) می نامند.

3.    عشق عقلی، که به خواسته ها و نیازهای عقلی تعلق می گیرد، مانند عشق به خدا و یا عشق به حقیقت. این نوع عشق را عشق ازوتریک (esoteric) یا باطنی و یا عشق ترانسندنتال (transcendental) یا متعالی می نامند.

در دسته بندی دوم، عشق ابتدا به دو و در نهایت به سه نوع تقسیم می شود: عشق بسته به اینکه به چه خواسته ای تعلق گرفته، ابتدا تقسیم می شود به عشق گیرنده و عشق دهنده. آن گاه، عشق گیرنده به دو دسته می شود: عشق به آرمان ها و عشق به خواسته ها.

برای توضیح این دسته بندی، می توانیم از مطلب زیر از مصطفی ملکیان کمک بگیریم، با این ملاحظه که ایشان عشق به آرامان ها را گیرنده محسوب نکرده و از ابتدا آن را گونه سومی لحاظ نموده اند. ایشان می گویند:

«همه معنویان از زمان كنفوسیوس كه به یك معنا یك معنوی سكولار بود یعنی به هیچ امر ماورائی اعتقاد نداشت تا زمان تامس مرتن و سیمون وی و زمان ما، همه معنویان جهان گفته اند كه آرامش در عشقِ دهنده به دیگران پدید می آید. عشقِ دهنده را من به این معنا بر دهنده بودن آن تأكید می كنم، چون ما چند مقوله دیگر نزدیك به عشق را هم داریم كه معمولاً عشق تلقی می كنیم. مخصوصاً یك نوع عشق كه شاه پر عشق های گیرنده است یعنی عشق اروتیك. یونانیان قدیم سه نوع پدیده مربوط به عشق را كه به هم نزدیك بودند، از هم تفكیك می كردند: یك نوع عشق، كه ما به آرمانها داریم مثل عشق به عدالت یا عشق به حقیقت و غیره؛ این عشق به آرمانها را كه آثار و نتایج مثبت در روان ما دارد به فیلیا تعبیر می كردند. این نوع عشق كم یا بیش در همه آدمیان وجود دارد. یك نوع عشق دیگری داریم كه از آن به عشق گیرنده یا اروس تعبیر می كنند. عشق گیرنده، عشقی است كه در آن عاشق، عاشق معشوق است برای اینكه چیزی از معشوق دریافت می كند و چون مثال بارز اینگونه عشق، عشقی است كه میل جنسی در آن سیطره دارد، به آن عشق اروتیك می گویند. در اینگونه عشق ها من عاشق معشوق هستم زیرا می توانم نوعی كامجویی و بهره وری از معشوق داشته باشم؛ در واقع من عاشق معشوق نیستم، عاشق چیزی ام كه می توانم از معشوق بدست آورم و چون آن چیز را فقط در او می بینم به اشتباه فكر می كنم كه عاشق او هستم. ولی نكته ای كه می خواهم بگویم این است كه با وجود اینكه این عشق از لحاظ اخلاقی به هیچ وجه مذموم و ناپسند نیست و جزء ساختار وجودی هر انسانی است، ولی آرامش آور نیست. یك نوع عشق سومی نیز وجود دارد كه آن محل سخن بنده است و آن عشق دهنده یا به تعبیر یونانیان عشق آگاپئیك  است. عشق دهنده در این معنا، به چیزی اطلاق می شود كه در آن من می خواهم از قِبَل من، چیزی به معشوق برسد و دیدی كه به معشوق دارم دیدی هدف گونه است نه وسیله گونه. معشوق وسیله ای نیست برای رسیدن به هدف من، بلكه خود هدف است. به تعبیر دیگر انسان مقابل خود را به دیدی بنگریم كه حق اخلاقی دارد چیزی از من دریافت كند، ولو اینكه حقِ حقوقی نداشته باشد. این نوع عشق، آرامش آور است. اما همانطور كه قبلاً عرض كردم نه عشق به آرمانها و نه عشق گیرنده هیچ كدام ذمّ اخلاقی ندارند، اما آرامش آور نیستند. (مصطفی ملکیان، مؤلفه های زندگی معنوی)

 

ش

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :