چهارشنبه 31 مرداد 1397 - 11 ذيحجه 1439 - 2018 آگوست 22
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95661
تعداد مشاهدات : 2777

آشنایی با فلسفه هند

نمودار مکتب های فلسفی هند

مکتب های فلسفی ـ عرفانی هند از دیرینه ترین مکاتب فکری بشری اند که هم جنبه فلسفی دارند و هم عرفانی. نموداری که در این کوتاه نوشته ارائه می شود می تواند این مکتب ها را با ربط و نسبتی که با هم دارند به تصویر بکشد.

نمودار مکتب های فلسفی هند

علی موحدیان عطار

به طور سنتى دَرْشَنه هاى راست كيش هندويى را به شش مكتب تقسيم ميكنند و آنها را دو به دو با هم جفت مى دانند: يُگه و سانْكْهيه،[1] مى مانْسا[2] و ودانته،[3] نيايه[4] و وَی شِشيكه،[5] ظاهراً نمى توان ملاك جفت انگارىِ اين مكتب ها را، چنان كه گفته اند، صرفاً اتخاذ اصول عملىِ يكى از جانب ديگرى، و اتخاذ اصول و مبادى نظرى و مابعدالطبيعىِ ديگرى از سوى اولى دانست؛ و شايد حتّا هر گونه ملاك ديگرى كه براى اين همگرايىِ دوبه دو برشمارند به طور كامل و در همه موارد صادق نيفتد، بلكه بايد مجموعه اى از اين عوامل را در اين جفت انگارى شماره كرد. از اين جمله عوامل، موارد زير قابل ذكر است:

 

1) پذيرش اصول همديگر

برخى از اين مكتب ها برخى اصول مكتب ديگر را پذيرفته، و خود به ديگر زواياى معرفت پرداخته اند. مثلا يُگه اصول بيستوپنج گانه و جهان شناسى سانكهيه رامى پذيرد، اما خودْ طريقتى عملى براى نجات پى مى ريزد.

 

2) همپوشىِ عملى يا علمى

برخى از اين مكتب ها، حتّا اگر اصول خاصى را از مكتبى ديگر نپذيرفته باشد، اما به نوعى با آن همپوشىِ عملى برقرار ساخته است. براى مثال، مكتب مى مانسا عهده دار تأويل چهار گروه سمهيتا[6] يا همان وده هاى چهارگانه، و نيز براهمنه ها شد، كه به قوانين نيايش و عبادات اختصاص داشتند، و در مقابل، مكتب ودانته از جريانى شكل گرفت كه به بخشِ معرفتى وده ها، يعنى اوپه نيشدها رسيدگى مى كرد، و به همين سبب هم به ودانته، يعنى «منتهاى وده» نامبردار گشت.

 

3) مشابهت در اصول

لااقل در مورد مكتب هاى مى مانسا و ودانته مى توان گفت هردو در قبول شَبْده (گواهىِ لفظى) و مصداق مهم آن، يعنى وده ها، به عنوان يكى از منابع معتبر شناخت، مشابه اند. همين عامل نيز كافى بود تا آن دو را بر سر سفره متون وده اى كنار هم بنشاند، حتّا اگر هم هردو بهره واحدى از اين سفره نگيرند.

 

4) اتخاذ روش از هم

در مواردى گويا اتخاذ روش فكرى و منطقى يك مكتب از ديگرى توانسته است اسباب اين مزاوجت بوده باشد؛ مانند مكتب وَى شِشيكه كه روش تفكر تحليلى و منطقى را از مكتب نيايه اخذ كرد. اين را هم بايد در نظر گرفت كه فرايند وحدت يا مزاوجت مكاتب، لااقل در برخى موارد، كاملا خودبخود صورت نگرفته است؛ براى مثال، برخى به نقش متفكرى به نام گَنْگِشه،[7] (قرن دوازدهم م) در اندراج دو مكتب نيايه و وَى شِشيكه در يك مكتب اشاره كرده اند. (18: 96)

 

5) پيدايش يكى از تحول ديگرى

اگر بپذيريم كه مكتب يُگه از تحول سانكهيه و تلفيق اصول جهانبينىِ آن با اصول رياضت، پديد آمد، و در واقع يُگه صورت تحول يافته سانكهيه است، اين عامل نيز مى تواند به شمار عوامل دخيل در زوج انگارى مكتب هاى فلسفى هندو افزوده گردد.

با در نظر گرفتن اين وجوه، ايراداتى كه برخى محققان در اين تقسيم بندى سنّتى ديده اند[8] برطرف مى شود، اما اشكالات ديگرى باقى مى ماند؛ مثل اين كه، مكتب هاى هندويىِ ديگرى نيز هست كه بيرون از اين دسته بندىِ سنّتى جاى دارد، مانند مكتب شيوه سيدهانته[9] و مكتب لينگايت[10] يا همان ويره شيوه[11] هر دو متعلق به مذهب شَيوى؛ و مكتب شاكْته، متعلق به مذهبى با همين نام (284: 2 ج 4؛ و نيز: 419: 1 ج: 27)، و مكتب شيوه پرستى كشمير (پْرَتْيه بهيجْنا)[12] كه اگرچه مكتبى ناوده اى شماره مى شود (397: 1 ج: 27)، اما به سبب خداباور بودن و تأكيد بر پرستش شيوه، در سنّت هندويى جاى دارد؛ و نيز مكتب بهاگَوَته، كه در عصر حماسى (اوايل دوران كلاسيك) شكل گرفت و از بسترهاى خداباورى شخصى در سنّت هندويى شد.

بنا بر اين، اگر نگاه خويش را (شايد با اندكى تسامح) گسترش دهيم، بتوانيم مكتب هاى راست كيش هندو را به دو دسته كنيم: (الف) درْشَنه هاى شش گانه، (ب) ديگر مكتب ها، شامل مكتب هاى شيوه اى سه گانه، مكتب شاكْته، و مكتب بهاگَوَته (214: 1، ج :33). از طرفى خودِ درشَنه هاى شش گانه را به دو دسته كرده اند: (الف) مكتب هايى كه مستقيماً بر شالوده وده ها بنا شده اند، (ب) مكتب هايى كه بنيادى تا حدودى مستقل از وده ها دارند، اگرچه آنها نيز به طور غير مستقيم وده اى اند.

به اين ترتيب، همه مكتب هاى هندى، اعم از آسْتيكه و ناسْتيكه، وده اى و ناوده اى، راست كيش و ديگرانديش را مى توان در نمودارى مانند اين نمايش داد:[13]





[1]. S?nkhya

[2]. M?m?ns?

[3]. Ved?nta

[4]. Ny?ya

[5]. Vai?e?ika

[6]. Samhit?

[7]. Gangeśa

[8]. نينيان اسمارت، اديان پژوه برجسته، از اين جمله است. (رك: 5 ـ64:98)

[9]. śivasidha¦nta

[10]. Linga¦yat

[11]. Viraśiva

[12]. Pratyabhijna¦

[13]. اين نمودار صورتِ تكميل شده اى است از نمودارى كه چاترجى و دَتا در معرفى مكتب هاى فلسفى هند رسم كرده اند. (78: 94)

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :