Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 95223
تعداد مشاهدات : 2842

تاخیر در اجابت دعا

نکاتی که در هنگام سختی ها باید مرور کرد

در زندگی هر انسانی مشکلات و سختی هایی بروز می کند که گاه بسیار طاقت فرساست و یا چندان طولانی می شود که صبر و قرار از آدمی می رباید. یا بسیار پیش می آید که درخواست و نیازی داری که به نظر کاملا موجه و بلکه ضروری می رسد، اما با وجود آنکه تلاش می کنی و از خدا هم به هر زبان می خواهی، اما اجابتی نمی بینی. اینجاست که نیاز به کمک پیدا می کنی که کسی تو را راهنمایی کند و یا از حکمت و حقیقت این حال عجیب برایت رازگشایی نماید. نکات زیر که برگرفته از آیات و روایات و تجارب مومنانه است، کمک خوبی برای این لحظه هاست.

آنچه باید در مشکلات سخت و طولانی به آن توجه کرد

علی موحدیان عطار

گاهی هست که انسان دعا و توسل و استعاذه و تفویض و توکل می کند اما به ظاهر اجابت نمی شود یا اثری نمی بیند. در چنین شرایطی نکاتی هست که توجه به آن لازم و مفید است:

آرام باش

1)  اینکه اگر درست نگاه کنی می بینی اتفاق خاصی نیفتاده که سزاوار این بیقراری و نابسامانی در تو شود؛ در عین انکارناپذیر بودن ابتلائات، تو به طور نسبی در گشایش و فرج و یُسر به سر می بری و همیشه خداوند مهربان فرجه و مجال و گریزگاهی برایت گذاشته است: فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً.

وضع تو از خیلی ها بهتر است

2)  تو نسبت به بسیاری دیگر گرفتاری هایت ناچیز است؛ کسانی هستند که بی گناه در زندان های کشورهای دورند؛ زنی هست که با یک بچه از کار اخراج شده، مستاجر است، شوهرش او را رها کرده و نفقه ای نمی دهد؛ دختری هست که پدر و مادر و برادر و خواهرانش او را به اتهامی واهی طرد کرده اند درحالی که خود با سرطان دست وپنجه نرم می کند؛ مردی هست که جوانش بیمار است ، هزینه درمانش را ندارد، و پیش چشمانش دارد از دست می رود و هیچ کسی هم نیست که به او کمک کند؛ مادری هست که پس از سال ها فراق جوانش که در اسارت رژیم عراق به سر می برده و درست در همان زمان که با آزادی اسرا چشم به در دوخته بوده تا هجرانش به پایان رسد، به او خبر می دهند یک اوتوبوس از اسرا با هماهنگی رژیم بعث به اردوگاه منافقین برده شده اند که پسر جوان او نیز در میان آنها بوده است. اکنون سال هاست که این زن بیچاره در بیابان های اطراف اردوگاه اشرف با مصیبت جانکاه غریبی و درد هجرانی مضاعف و بی پایان می سوزد؛ ... و بسیاری دیگر از این هم بدتر.

آنچه برای خدا مهم است آخرت است، نه دنیا

3)   چنانکه در حدیث آمده است، لازمه دعا و توسل و توکل و تفویض و استعاذه و استخاره این نیست که حتما آنچه تو می خواهی رخ دهد، بلکه این امور عاقبت کار و آخرتت را تضمین می کند. و چه بسا که مؤمن با همه این مراعات ها گرفتار انواعی از مصیبت می شود؛ آنچه برای خدای متعال اهمیت دارد آخرت است، نه دنیا. (برای آنکه بیشتر به این حقیقت پی ببرید، به روایتی از امام رضا علیه السلام، که در آخر همین نوشتار هست بنگرید.)

خدا در هیچ شرایطی مجبور نمی شود

4)    دعا و استخاره و توکل و تفووض و استعاذه نباید سبب آن شود که بنده بخواهد با این امور خدا را امتحان کند؛ که خدا را باید ایمان آورد، و اوست که ما را امتحان می کند. آنچه خدا از بنده مؤمنش می خواهد حالتی میان خوف و رجا است. پس با وجود همه وعده های قطعی بر آثار دعا و استخاره و توکل و تفووض و استعاذه، نباید آنها را موجب اجبار خدای سبحان پنداشت، و یا به دلیل آن به امری مطمئن و خاطرجمع شد.

تسلیم لازمه دعا و توکل است

5)    به عبارت دیگر، مؤمن باید قبل از دعا، توکل، استعاذه، تفویض و استخاره، به بندگی خود واقف و مذعن باشد و به خدایی که او را بنده است، تسلیم بوده و اعتماد کند؛ چنان که در سوره حمد می خوانیم: ایاک نعبد و ایاک نستعین، و به این گونه پیش از استعانت، اقرار به بندگی می کنیم؛ و نیز در دعاهای رسیده از معصومین (علیهم السلام) معمولا قبل یا بعد از دعا به اینکه خدا در هر صورت محمود و مشکور است، اذعان می نمایند؛ برای مثال در دعای وارده از امام صادق (در آن عملی که برای برآورده شدن حاجات مهم سه روز روزه چهارشنبه تا جمعه وارد شده، و سپس نماز بر بام خوانده می شود) در آخر دعا می خوانیم: «...فَإِنْ فَعَلْتَ فَلَکَ الْحَمْدُ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَکَ الْحَمْدُ غَیْرَ جَائِرٍ فِی حُکْمِکَ وَ لَا مُتَّهَمٍ فِی قَضَائِکَ وَ لَا حَائِفٍ فِی عَدْلِک‏ ...» یعنی خدایا اگر خواسته ام را برآوردی، پس تو را سپاس، و اگر چنین نکردی، باز هم تو را سپاس، تو در حکمی که می کنی ستمکار نیستی و در قضایی که می نمایی متهم نمی باشی و در عدالتی که می ورزی حق کسی را پامال نمی کنی. بنابراین، دعا و توکل مستلزم تعبد و تسلیم و اعتماد به خداست، وگرنه در صورتی که دعایش آن طور که می خواست اجابت نشد یا تاخیری در آن رخ داد، به خدا بدبین می شود و یا از او ناامید می گردد، که این خود شقاوتی بس شدید است و آثار گرفتگی و کدورت آن نیز کاملا قابل حس می باشد.

تو در این وادی تنها نیستی

6)    این منحصر به تو نیست که گاهی توسل و دعا و توکل و تفویض و استخاره آن طور که تو توقع داری اثر نمی کند، مگر وقتی موسی و هارون از خدا غلبه بر فرعون را خواستند و با آنها وحی شد که «قَالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُکُمَا فَاسْتَقِيمَا وَ لاَ تَتَّبِعَانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ» خواسته شما دونفر اجابت شد؛ پس استقامت ورزید و راه کسانی را که دانش ندارند نپیمایید. در حالی که این اجابت طبق روایات چهل سال بعد ظاهر شد، آیا آن دو دعا و توکل نکرده بودند؟ یا وقتی میان یعقوب و یوسف فاصله افتاد، در این مدت، که طبق نقل چهل سال طول کشید، مگر یعقوب آن قدر به درگاه خدا گریه و زاری نکرد که چشمش نابینا شد، و یا مگر یوسف در آن مسیر پرفرازونشیب، که فقط یک بخشش شامل دو تا هفت سال زندان بود، از دعا و توسل و توکل و تفویض چیزی کم می گذاشت؟ پس اینکه گاهی مؤمن با وجود دعا و توسل و توکل و استخاره و تفویض، کارش اصلاح نمی شود یا به طول می انجامد نباید سبب ناامیدی یا شک و یا گله و شکایتش شود، و باید چنان که فرمود استقامت بورزد و کار جاهلانه نکند. 

این یعنی، خدا با تو کار دارد

7)    آنچه پیش آمده را تقدیر و تدبیر خدا بدان و مطمئن باش که در آن خیر و مصلحتی برای تو در نظر دارد؛ بل بدان که او دارد تو را مداوا می کند، که فرمود: «انّ الله عزّ وجلّ ليتعاهد عبده المؤمن بالبلاء كما يتعاهد الرجل أهله بالهدية، و يحميه كما يحمي الطبيب المريض.» یعنی خدا بنده مومنش را با بلا رسیدگی و مداوا می کند، چنان که مرد خانواده اش را با هدیه رسیدگی و طبیب بیمارش را با پرهیز مداوا می کند. اما این را به یاد داشته باش که این نوع نگاه نه از آن رو باشد که به خودت خیلی خوش بینی، بل از آن رو که به او خوش بین و امیدواری که آفریده خود را که تا اینجا آورده رها نکند.

شاید خدا این حال تو را بیشتر دوست می دارد

8)  این مطلب حقی است که خدا گاهی دعای بنده مومنش را اجابت نمی کند تا او بیشتر دعا کند و از آثار این احوال بهره مند بیشتر شود، که در حدیث است که امام صادق علیه السلام فرمود: «إن العبد ليدعو، فيقول الربّ عزّ وجلّ: يا جبرئيل احبسه بحاجته، فأوقفها بين السماء والأرض، شوقاً إلى صوته.» بنده خدا دعا می کند، اما خدای عزّ و جلّ می فرماید: این جبرئیل! حاجتش را در میان آسمان و زمین نگه دار و نده؛ چرا که من به صدای او مشتاقم. حالا ممکن است بگویی من که مومن آنچنانی نیستم. درست، اما اگر تو مؤمن حقیقی و مطلق هم نباشی، اما به طور مجاز و نسبی که هستی.

بلا رفیق مؤمن است

9)  این هم مطلب حقی است که باید به آن توجه داشته باشی که ایمان بدون بلا و ابتلا نیست، بلکه بلا رفیق و ملازم مؤمن محب آل الله است، که قال الحسين عليه السلام: والله البلاء، والفقر والقتل أسرع إلى من أحبّنا من ركض البراذين ومن السيل إلى صمره ... ولولا أن تكونوا كذلك لرأينا أنكم لستم منّا. یعنی امام حسین علیه السلام فرمودند: به خدا قسم که سرعت بلا و فقر به سوی کسی که ما را دوست می دارد بیشتر از سرعت اسبان دونده و بیشتر از سرعت سیل از بالای سرازیری است و شما اگر چنین نباشید به نظر نمی رسد از ما باشید. و نیز در حدیث است که امام صادق علیه السلام می فرماید: «ان لله عزّ وجلّ من خلقه عباداً، ما من بلية تنزل من السماء، أو تقتير في الرزق الا ساق إليهم، ولا عافية أو سعة في الرزق إلاصرف عنهم ( و ) لو أنّ نورُ أحد هم قُسِّم بين أهل الأرض جميعاً لاكتفوا به.» یعنی خدای عزّ و جلّ در میان خلق بندگانی دارد که هیچ بلایی از آسمان نازل نمی شود و یا هیچ تنگی در ارزاق زخ نمی دهد، مگر اینکه به سوی آنان پیش می رود. و در برابر، هیچ عافیتی و هیچ وسعتی در ارزاق حاصل نمی شود، مگر آنکه از آنها رو می گرداند. اما اگر نور یکی از این مردمان را در میان اهل زمین تقسیم کنند، برای همه آنان کفایت می کند. و بدان که اصلا خدای سبحان دنیا را مامور کرده مؤمن را راحت نگذارد، چنان که در حدیث است که امام باقر علیه السلام فرمود: «قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: يقول الله عزّ وجلّ: يا دنيا مرّي على عبدي المؤمن بأنواع البلايا، و ما هو فيه من أمر دنياه، وضيّقي عليه في معيشته، ولا تحلولي له فيسكن اليك.» یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: خدای عزّ و جلّ می فرماید: ای دنیا! خود را و آنچه را مربوط به توست، برای بنده مومن من با انواع بلاها تلخ کن و در زندگانی اش بر او تنگ بگیر و راحتش نگذار تا مبادا به تو مطمئن و آسوده گردد.

 به عبارت دیگر

10)  شاید وارد وادی عشق ـ که لازمه ایمان است ـ شده ای و احکام این وادی دارد بر تو اجرا می شود: جور جفا، ترک و عشوه، دل دادن او به رقیب و سوزاندن دل تو، بی وفایی و ... که همه این احوالات برای عشاق رخ می دهد و بخشی از ابتلائات این راه است، که در کلام عشاق نیز بسیار منعکس گردیده است ؛ چنان که گفته اند:

ما زیاران چشم یاری داشتیم        خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت         ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

گفت وگو آیین درویشی نبود        ورنه با تو گفت وگوها داشتیم

یا گفته اند:

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده ام لیکن ××× بلایی کز حبیب آید، هزارش مرحبا گفتیم

یا می گوید:

دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او              نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند

چون من گدای بی نشان مشکل بود یاری چنان           سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند

زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم            از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند

با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او            کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند

یا گفته:

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز         نمی کنی به ترحم نِطاق سلسله سست

مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی              گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرُست؟

یا می گوید:

گفتم گره نگشوده ام زان طره تا من بوده ام          گفتا منش فرموده ام تا با تو طراری کند

حال که چنین است، آیا صبر نکردن بر بلایی که از دوست رسد و گریزی هم از آن نیست، عاقلانه است؟ یا اصلا ممکن است؟

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست     که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

 

آنچه بایداز خدا خواست، آسان کردن بندگی است

11) بنابراین، آنچه در اصل باید از خدا انتظار برد این نیست که ابتلائات را بردارد یا از هر بلا و مصیبتی ما را معاف کند ـ گرچه این را نیز باید به جد طلب کرد ـ بل این است که از خدا بخواهیم طریق بندگی خودش را برای ما هموار کند و زندگی ما را طوری قرار دهد که بندگی و طاعت او برای ما میسّر و آسان باشد.

دعا و توکل با ابتلا قابل جمع است

12) این را هم بدان که در کنار آن همه وعده های قطعی که در باره نتیجه دعا، توکل، تفوویض و استعاذه و استخاره در قرآن و تعالیم معصومان (علیهم السلام) این را هم فرموده اند که اینها با ابتلائات دنیوی برای مؤمن قابل جمع است، چنان که در حدیث است که امام صادق علیه السلام فرمود: «إن المسلم لا يقضي الله عزّ وجلّ قضاء إلا كان خيراً له، [ واِن مَلَكَ مشارق الأرض ومغاربها كان خيراً له] (ثم تلاهذه الآية): فوقاه الله سيّئات ما مكروا، ثم قال: إمّا والله لقد تسلطوا عليه وقتلوه، فأما ما وقاه الله فوقاه الله أن يعتو في دينه.» خدای عزّ و جلّ برای مسلمان حکم نمی برد مگر آنکه برای او خیر است [از آن طرف هم اگر همه شرق تا غرب زمین را مالک شود، باز هم برای او خیر است] سپس امام (ع) این آیه را تلاوت کردند: پس خدا او را از بدی های حیله هایی که می کنند و از اینکه در دینش سرکشی کند در امان نگه داشت.

گاهی باید رها کرد

13) برخی گرفتاری ها و گرفتگی ها هست که اگر بر سر گشایش و رفع آنها در زمان خاصی اصرار کنی، کار سخت تر می شود، اما اگر آن را رها کنی ـ شاید از باب اینکه الامور مرهونة باوقاتها ـ خودش حل می شود، یا سست می گردد و رها می کند و از سر می گذرد. و یا گاهی برخی ابتلائات از آن نوعی است که بایداز سر بگذرد. از امام علی علیه السلام هست که فرموده وقتی نکبتی به تو می رسد، سرت را پایین بگیر تا بگذرد. (به این مضمون) پس اصرار نکن که مشکلی حتما در وقت معینی یا حتی به این زودی ها حل شود، رهایش کن تا رهایت کند.

دعا در هر شرایط لازم است

14) در عین حال نباید از دعا و توسل و توکل و تفویض و استعاذه و شکر ... دست کشید؛ که دعا نکردن سرکشی و مفسده در نفس است، چنان که فرمود: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَ لاَ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ.» یعنی خدای خویش را با زاری و پنهانی و آهسته بخوانید؛ چرا که او سرکشان را دوست نمی دارد و در زمین، پس از آنکه اصلاح شده است، فساد نکنید و او را با ترس و طمع بخوانید؛ که رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.  و دعا کردن زمینه دخول در رحمت الاهی، و زمان ابتلا فرصت مناسبی است برای تقرب به خدای منان، چنان که فرمود: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّي لَوْ لاَ دُعَاؤُکُمْ ...» یعنی اگر نبود دعا و نیاز شما، پرودگارم به شما اعتنایی نداشت ...»

از نقادی خودت غافل مشو

15) و در عین حال نباید از این احتمال که شاید اشکالی در کار خودت باشد غافل شوی، بلکه باید همه زندگی و افکار و اعمالت را رصد کنی و به نقد بکشی، شاید اشکالی باشد که سبب این اوضاع شده باشد، که «مَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَيْدِيکُمْ وَ يَعْفُو عَنْ کَثِيرٍ» یعنی هر مصیبتی به شما می رسد پس به سبب آن چیزهایی است که با دست خود صورت داده اید و تازه خدا از بسیاری چشم می پوشد. و در صورتی که چیزی یافتی یا احتمال دادی که چیزی سبب این مشکلات شده باشد، باید هر کاری از دستت برمی آید برای علاجش انجام دهی، و آنچه را که برنمی آید به کرم و فضل و رحمت خدا حواله کنی.

بپا نومید نشوی

16) با همه این احوال، هیچ گاه نباید امید و خوش بینی ات را به خدا از دست بدهی یا امیدت کم شود، بلکه باید در عین خوف، در نهایت امید و خوش بینی به خدایت باشی.

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سرّ غیب××× باشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور

ادب را از دست مده

17) اینکه گاهی دعا و توسل و توکل و تفویض و استعاذه ات به ظاهر مؤثر واقع نمی شود هرگز نباید تردیدی در تو در باره علم خدا به حالت، یا خیرخواهی او نسبت به تو، یا حتی شمول رحمتش نسبت به تو شود؛ زیرا او عالم به کل و خیرخواه علی الاطلاق است، و حتی اگر تو قابل و سزاوار رحمتش نباشی، رحمتش چنان عام و وسیع هست که تو را دربر گیرد. بنابراین، اگر پس از دعا و توسل و توکل و تفویض و استعاذه خود را در معرض چنین خطری دیدی، همین حقایق بالا را با اخلاص و ادب تمام به محضرش عرضه بدار و با صداقت بگو که می دانی او به حالت واقف است، خیر تو را می خواهد و حتی اگر عیب و گناه تو عظیم باشد، رحمت او از آن بزرگ تر است. و مواظب باش دشمن دیرینه ات خامت نکند که بی معرفتی و بی ادبی کنی؛ چرا که معرفت و ادب لازمه دریافت فیض است، که فرمود:

حافظا علم ادب ورز که در مجلس شاه             هرکه را نیست ادب لایق صحبت نبود

بعد از این اقرار و ادب، تصمیم بگیر که حتی اگر تا آخر عمرت هم حاجتت برآورده نشود، باز هم از درگاه او به جای دیگری نروی و دست از نیاز از دامن او باز نگیری. آن گاه با کمال صداقت عرضه بدار:

دست از طلب ندارم، تا کام من برآید             یا جان رسد به جانان، یا جان زتن درآید

روایتی دلپذیر در باره تاخیر در اجابت دعا

ابونصر می گوید به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: فدایت شوم؛ من سال هاست حاجتی را از خدا خواسته ام، اما به سبب تاخیر آن حاجت، در دلم چیزی افتاده است (چیزی مانند شک).

امام (ع) فرمود: احمد مراقب شیطان باش که بر تو راهی نیابد که تو را ناامید کند.

امام (ع) بعد اضافه کرد که حضرت باقر (علیه السلام) می فرمود: مومن حاجتی از خدا درخواست می کند اما خدا آن را از آن رو که صدا و ناله اش را دوست دارد، به تاخیر می اندازد. به خدا آنچه که خدای عزّ و جلّ از مطالبات دنیایی مومنین به تاخیر می اندازد برای آنها بهتر از آن چیزهایی است که زود به آنها می دهد. دنیا مگر چیست؟!

آن گاه امام رضا (ع) از قول حضرت باقر (ع) نقل که او می فرمود: شایسته است دعای مومن در آسایش مانند دعای او در سختی باشد؛ نه که وقتی حاجتش به او داده شد سست شود. پس از دعا خسته و ملول نشو که این نزد خدای عزّ و جلّ دارای جایگاهی بلند است. و بر تو باد به صبر و طلب حلال و صله رحم؛ و بپرهیز از پرده دری با مردم؛ چرا که ما اهل بیت پیوند می کنیم با کسی که از ما ببرد و نیکی می کنیم به کسی که به ما بد کند و به خدا سوگند که عاقبت نیکو را در این رفتار می دانیم. صاحب نعمت در دنیا وقتی درخواستی کند و به او داده شود، چیز دیگری می طلبد و به این گونه نعمت در چشمش کوچک می گردد، و دیگر از چیزی سیر نمی شود. وقتی نعمت زیاد شود، انسان مسلمان در خطر قرار می گیرد؛ چرا که حقوقی بر او واجب می گردد و از فتنه ای که در این است نمی هراسد.

امام (ع) در ادامه فرمود: به من بگو ببینم؛ اگر من به تو چیزی بگویم، به من اعتماد می کنی؟

عرض کردم: فدایت شوم! اگر به قول شما اعتماد نکنم پس به که اعتماد کنم! شما حجت خدا بر مخلوقاتید!

امام (ع) فرمود: پس اعتمادت به خدا بیشتر باشد؛ چرا که تو (که دعا کرده ای) در انتظار وعده ای هستی که خدا به تو داده. آیا خدا عزّ و جلّ نیست که می گوید: «و هنگامی که بندگان من از من پرسیدند، [بگو] که من من نزدیکم و خواسته درخواست کننده را وقتی من را بخواند اجابت می کنم» و فرموده است: «از رحمت خدا نومید نشوید» و گفته است: «خدا به شما بخشایش و فضل بزرگی را از جانب خویش وعده می دهد؟» پس به خدای عزّ وجلّ از دیگران مطمئن تر باش و در دل خویش جز خیر قرار مدهید؛ در این صورت [آنچه گذشته] از شما بخشوده خواهد شد. (كافي، 2، 488)[1]

 



[1] . عین روایت چنین است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ حَاجَةً مُنْذُ كَذَا وَ كَذَا سَنَةً وَ قَدْ دَخَلَ قَلْبِي مِنْ إِبْطَائِهَا شَيْ‏ءٌ فَقَالَ يَا أَحْمَدُ إِيَّاكَ وَ الشَّيْطَانَ أَنْ يَكُونَ لَهُ عَلَيْكَ سَبِيلٌ حَتَّى يُقَنِّطَكَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ص كَانَ يَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْأَلُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةً فَيُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِيلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ وَ اسْتِمَاعِ نَحِيبِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ مَا يَطْلُبُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا خَيْرٌ لَهُمْ مِمَّا عَجَّلَ لَهُمْ فِيهَا وَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ الدُّنْيَا إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ ع كَانَ يَقُولُ يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ دُعَاؤُهُ فِي الرَّخَاءِ نَحْواً مِنْ دُعَائِهِ فِي الشِّدَّةِ لَيْسَ إِذَا أُعْطِيَ فَتَرَ فَلَا تَمَلَّ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَكَانٍ وَ عَلَيْكَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ إِيَّاكَ وَ مُكَاشَفَةَ النَّاسِ فَإِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْنَا فَنَرَى وَ اللَّهِ فِي ذَلِكَ الْعَاقِبَةَ الْحَسَنَةَ إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَةِ فِي الدُّنْيَا إِذَا سَأَلَ فَأُعْطِيَ طَلَبَ غَيْرَ الَّذِي سَأَلَ وَ صَغُرَتِ النِّعْمَةُ فِي عَيْنِهِ فَلَا يَشْبَعُ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ إِذَا كَثُرَتِ النِّعَمُ كَانَ الْمُسْلِمُ مِنْ ذَلِكَ عَلَى خَطَرٍ لِلْحُقُوقِ الَّتِي تَجِبُ عَلَيْهِ وَ مَا يُخَافُ مِنَ الْفِتْنَةِ فِيهَا أَخْبِرْنِي عَنْكَ لَوْ أَنِّي قُلْتُ لَكَ قَوْلًا أَ كُنْتَ تَثِقُ بِهِ مِنِّي فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِذَا لَمْ أَثِقْ بِقَوْلِكَ فَبِمَنْ أَثِقُ وَ أَنْتَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ قَالَ فَكُنْ بِاللَّهِ أَوْثَقَ فَإِنَّكَ عَلَى مَوْعِدٍ مِنَ اللَّهِ أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ وَ قَالَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ قَالَ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا فَكُنْ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْثَقَ مِنْكَ بِغَيْرِهِ وَ لَا تَجْعَلُوا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا خَيْراً فَإِنَّهُ مَغْفُورٌ لَكُم.»

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :