Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 94240
تعداد مشاهدات : 735

مشکلات زندگی (۲)

جای پایی برای صعود

گاهی مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما می ریزند، و جالب تر اینکه دیگران هم که می خواهد به ما کمک کنند و ـ به گمان خودشان ـ از درد و رنج ما بکاهند، در بیشتر موارد مشکلی بر مشکل ما می افزایند. در این وضع ما همیشه دو انتخاب پیش رو داریم: اول اینکه اجازه دهیم مشکلاتْ ما را زنده به گور کنند؛ و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای بالا رفتن و موفقیت. اما، اگراز مشکلات برای بالا آمدن و رشدمان استفاده نکنیم، در چاه های زندگی زنده به گور می شویم. ماجرای زیر تصویری روشن است از این حقیقت:

جای پایی برای صعود

کشاورزی اسب پیری داشت که یک روز اتفاقی توی یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست اسب را از تو چاه بیرون بیاره. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشه، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا اسب زودتر بمیره و راحت بشه.

مردم با سطل روی سر اسب خاک می ریختند؛ اما اسب هر بار خاک های روی بدنش رو می تکاند و زیر پایش می ریخت، و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد سعی می کرد روی خاک ها بایستد. روستایی ها همین طور به زنده به گور کردن اسب بیچاره ادامه دادند، و اسب هم همین طور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.

اسب، دانسته یا ندانسته، در روبرو شدن با یک مشکل، به شکل ظاهریِ آن که تهدید بود، توجه نکرد بلکه با رویکردی متفاوت، آن را به فرصتی تبدیل کرد و از آن بهره برد.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :