Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 91275
تعداد بازدید : 1591

استخاره در سنت نبوی(ص)

استخاره در سنت نبوی

این کوتاه نوشته مقاله ای است در باره استخاره در سنت نبوی (ص) و بیان انواع و جایگاه دینی این عمل. در این نوشته روشن شده است که استخاره بر دو نوع اصلی است: دعایی و مشورتی، که نوع اول از دستورات و توصیه های موکد رسول مکرم اسلام(ص) بوده و مقتضای ایمان و توحید عملی است. این مقاله اول بار برای درج در دانش نامه پیامبر اعظم (ص) توسطه نگارنده این سطور تهیه و ارائه شده است.

«استخاره» در سنت نبوی (ص)

علي موحديان عطار

 

استخاره در لغت به معناي طلب ’خيَرَه‘ و خيَرَه به معناي انتخاب و اختيار کردن است. (الفراهيدي، 4، 301؛ ابن منظور، 4، 264؛ راغب، 301) به اين گونه، ’استخاره‘ به معناي درخواست انتخاب و اختيار کردنِ چيزي يا کاري از کسي است. (جوهري، 2، 652؛ طريحي، 3، 294)

   اما در شرع، و بر اساس روايات نبوي (صلي الله عليه و آله)، استخاره در خواست خير از خداوند در امور است. (بخاري، 1، 391 ؛ متقي الهندي، 6، 631) اين طلبِ خير در اصطلاح خاص به سه معنا به کار مي رود: اول، به معناي درخواستِ نماياندن خير؛ دوم، به معناي انتخاب و تقدير امر خير براي ما، يا موفق داشتن ما به آن؛ و سوم، به معناي قرار دادن خير در کاري که قصد آن را داريم يا انتخابي که کرده ايم. (کلباسي، 18-19) بر پايه روايات مأثور، نبي مکرّم (ص) و امامان اهل بيت (عليهم السلام) هر سه وجه بالا را تعليم داده اند. (طبرانی، 1، 270؛ مجلسي، 91، 222)

اما در عرف اهل شريعت، به ويژه در ميان اهل تشيع، استخاره براي درخواست نماياندنِ خير (معناي اول) از راه وسايطي مانند قرآن، تسبيح، سنگ ريزه، مشورت با مؤمنان، رقعه، و قرعه به کار می رود. گرچه اين معنا و روش هاي آن نيز في الجمله در روايات اهل بيت (ع) موجود است، (سيد بن طاووس، 182، 263، 267، 271، 276، و ...) اما، وجود آن در سنّت نبوي ثابت نيست. از طرفي، در اعتبار اين روايات و شرعيت استخاره با اين وسايط ميان اهل سنت و شيعه از يک سو، و ميان عالمان شيعه از سوي ديگر، اختلاف است. (الخفّاف، مقدمه فتح الابواب، 50؛ ابن ادريس، 1، 313؛ مجلسي، 91، 287؛ سيد بن طاووس در کتاب خود بابي را به اين اختلافات و سبب آن ختصاص داده است. رک: پيشين، 283) اما در هر حال، اين مفهوم از استخاره در ميان خواص و عوام شيعه مشهور و معمول بوده و عالمان بزرگ در باره آن کتاب ها نگاشته و روش هاي انجام آن را توضيح داده اند. (حامد الخفّاف در مقدمة فتح الابواب، به 26 اثر در اين باره اشاره مي کند. رک: سيد بن طاووس، 47-55) مورد و موضوع اين نوع استخاره، اموري است که دليل عقلي يا شرعيِ بيّني بر وجوب يا حرمت يکي از گزينه ها قائم نبوده، و يا يکي از گزينه ها ارتکابِ امري مضرّ يا عافيت سوز نباشد. (کليني، 3، 472)

   به هر روي، اصل و جوهرة استخاره، همانا دعا و درخواست خير از خدا در کارهاست. از اين حيث استخاره از تفأل و تطيّر، که طلب علم به عاقبت امور، (عاملي، 4، 875) يا که خير يا شرّ انگاشتن چيزي به استنادِ وقوع حادثه اي خوشايند يا ناخوشايند است (طباطبايي، 19، 77) و نيز از قرعه، که راهي شرعي براي حل امور مشکل و مجهول است، (عاملي، 18، 189) متمايز مي گردد.

   استخاره به مفهوم اصلي و اصيل آن (درخواست خير در کارها)، يک آموزة پراهميت نبوي (ص) و اسلامي است. تأکيد بر اين آموزه به حدي است که طلب خیر از خداوند را از سعادت انسان دانسته اند، (احمد بن حنبل، 1، 168) و بنا بر روايات متعدد، رسول مکرم (ص) و، به تبعِ ايشان، ائمة هدي (ع) تعليم راه و روش آن را به اصحاب، همانند تعليم سوره هاي قرآن مورد اهتمام قرار مي دادند. (سيد بن طاووس،153 و 159) چنان که گفته اند، اين ميزان اهتمام به استدعاي خير از خدا در هر اقدام و تصميم، بدان سبب است که در يک فرايند تجربة درونيِ مکرر، اين معرفت توحيدي را در انسان مسلمان محقق مي سازد که خير به دست خداست، خدا بر هرچيز تواناست، و انسان با همة دانش و عقلي که ممکن است داشته باشد، هماره و در هر امري محتاج رعايت و حمايت اوست. (مجلسي، 91، 287)

   به اين گونه، جوهر مقصود از استخاره، که همانا طلب خير از خدا در هر کار است، يک ادب مسلماني است که متدينان بايد در زندگي روزانه و در همة اقدامات و تصميمات به جا آورند. اما، بايد اذعان کرد که اين آموزة مهم تحت الشعاع شيوة خاصي از آن (استخارة با وسايط) قرار گرفته، و مراعات آن عمدتاً به همين گونه، آن هم در امور خاص، و در قشر بخصوصي از متدينان معمول شده است.

منابع

1.    ابن ادريس الحلي محمد، السرائر، مؤسسه النشر الاسلامي، قم، 1417.

2.    ابن طاووس الحلي علي بن موسي، فتح الابواب بين ذوي الاباب و بين رب الارباب، حامد الخفّاف، مؤسسه آل البيت (ع) لاحياء التراث، بيروت، چاپ اول، 1409 هـ .

3.    ابن منظور، لسان العرب، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1426 ق.

4.    ابن حنبل، احمد، مسند الامام احمد بن حنبل، بیروت، دار صادر، بی تا.

5.    بخاري محمد بن اسماعيل، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1422 ق.

6.    جوهري اسماعيل بن حماد، الصحاح: تاج اللغه و صحاح العربيه، احمد عبد الغفور العطار، دار العلم للملايين، بيروت، چاپ چهارم، 1404 هـ .

7.    راغب اصفهاني حسين بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، دار القلم، صفوان عدنان داوودي، ذوي القربي، قم، 1384 هـ ش.

8.    طباطبايي سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، مؤسسه الأعلمي للمطبوعات، بيروت، چاپ هشتم، 1394 هـ .

9.    طريحي، مجمع البحرين، دار و مکتبه الهلال، بيروت، 1985 م.

10.                    فراهيدي خليل بن احمد، کتاب العين، مهدي المخزومي، مؤسسه دار الهجره، قم، 1410 هـ .

11.                    کلباسي اصفهاني ميرزا ابي المعالي، الاستخاره من القرآن المجيد و الفرقان الحميد، حاج محمد حسن محب آل رسول، مؤسسه الامام المهدي، قم، 1411 ق.

12.          متقي الهندي علي، کنز العمال في سنن اقوال و الافعال، مؤسسه الرساله، بيروت، 1413 هـ .

13.                    مجلسي محمد باقر، بحار الأنوار، مؤسسه الاوفاء، بيروت، چاپ سوم، 1403 هـ .

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :