Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 219141
تعداد مشاهدات : 841

سیر و سلوک عرفانی در حدیث اولی الالباب

وصف صاحبان خرد

روایتی که به «حدیث اولی الالباب» یا «روایت صاحبان خرد» مشهور شده است، از جمله روایاتی است که در آن تصویری فراگیر از سیر و سلوک عرفانی منعکس است. امام صادق (علیه السلام) در این روایت، هم طریق سلوک معنوی و هم غایت سلوک و هم آثار این تجربه غایی عرفانی را تبیین کرده اند. آنچه در پی می خوانیم، بخشی از این حدیث و برخی برداشت ها از آن است:

وصف خردمندان (حدیث اولی الالباب)

علی موحدیان عطار

روایتی که به «حدیث اولی الالباب» یا «روایت صاحبان خرد» مشهور شده است، از جمله روایاتی است که در آن تصویری فراگیر از سیر و سلوک عرفانی منعکس است. امام صادق (علیه السلام) در این روایت، هم طریق سلوک معنوی و هم غایت سلوک و هم آثار این تجربه غایی عرفانی را تبیین کرده اند. آنچه در پی می خوانیم، بخشی از این حدیث و برخی برداشت ها از آن است:

قال الصادق (علیه السلام) «... إِنَ‏ أُولِي‏ الْأَلْبَابِ‏ الَّذِينَ‏ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ حَتَّى وَرِثُوا مِنْهُ حُبَّ اللَّهِ. فَإِنَّ حُبَّ اللَّهِ إِذَا وَرِثَهُ الْقَلْبُ وَ اسْتَضَاءَ بِهِ أَسْرَعَ إِلَيْهِ اللُّطْفُ. فَإِذَا نَزَلَ [مَنْزِلَةَ] اللُّطْفِ‏ صَارَ مِن‏ أَهْلِ الْفَوَائِدِ. فَإِذَا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ فَصَارَ صَاحِبَ فِطْنَةٍ. فَإِذَا نَزَلَ مَنْزِلَةَ الْفِطْنَةِ عَمِلَ فِي الْقُدْرَةِ. فَإِذَا عَمِلَ فِي الْقُدْرَةِ عَرَفَ الْأَطْبَاقَ السَّبْعَةَ. فَإِذَا بَلَغَ هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ صَارَ يَتَقَلَّبُ فِي فِكْرِهِ‏ بِلُطْفٍ وَ حِكْمَةٍ وَ بَيَانٍ. فَإِذَا بَلَغَ هَذِهِ الْمَنْزِلَةَ جَعَلَ شَهْوَتَهُ وَ مَحَبَّتَهُ فِي خَالِقِهِ. فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ نَزَلَ الْمَنْزِلَةَ الْكُبْرَى فَعَايَنَ‏ رَبَّهُ فِي قَلْبِهِ وَ وَرِثَ الْحِكْمَةَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الْحُكَمَاءُ وَ وَرِثَ الْعِلْمَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الْعُلَمَاءُ وَ وَرِثَ الصِّدْقَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الصِّدِّيقُونَ. إِنَّ الْحُكَمَاءَ وَرِثُوا الْحِكْمَةَ بِالصَّمْتِ وَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرِثُوا الْعِلْمَ بِالطَّلَبِ وَ إِنَّ الصِّدِّيقِينَ وَرِثُوا الصِّدْقَ بِالْخُشُوعِ وَ طُولِ الْعِبَادَةِ. فَمَنْ أَخَذَهُ بِهَذِهِ السِّيرَةِ إِمَّا أَنْ يَسْفُلَ وَ إِمَّا أَنْ يُرْفَعَ وَ أَكْثَرُهُمُ الَّذِي يَسْفُلُ وَ لَا يُرْفَعُ‏. إِذْ لَمْ يَرْعَ حَقَّ اللَّهِ وَ لَمْ يَعْمَلْ بِمَا أُمِرَ بِهِ. فَهَذِهِ صِفَةُ مَنْ لَمْ يَعْرِفِ اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ وَ لَمْ يُحِبَّهُ حَقَّ مَحَبَّتِهِ. فَلَا يَغُرَّنَّكَ‏ صَلَاتُهُمْ وَ صِيَامُهُمْ وَ رِوَايَاتُهُمْ وَ عُلُومُهُمْ فَإِنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَة ...»

هر آينه صاحبان خردهاي ناب (اولي الالباب) کساني هستند که به تفکّر پرداختند تا آن که محبت خدا را از آن به ارث بردند. آن گاه که قلب محبت الهي را به ارث برد و بدان روشنايي يابد، لطف به سرعت به آن روي مي آورد. پس هنگامي که در مقام لطف منزل گرفت، از اهل فايده مي گردد. پس هنگامي که از اهل فوايد شد، به حکمت سخن مي گويد؛ در نتيجه صاحب تيز فهمي و فطانت مي گردد. پس هنگامي که در مقام فطانت منزل گرفت، مقتدرانه عمل مي کند. پس هنگامي که به اقتدار عمل کرد، مراتب و طبقات هفتگانه را مي شناسد. پس هنگامي که در اين مقام منزل گرفت، فکرش به لطف و حکمت و بيان دگرگون مي شود. پس هنگامي که در اين مقام منزل گرفت، شهوت و محبتش را در آفريدگارش قرار مي دهد. پس هنگامي که اين کار را کرد، در مقامی بزرگ منزل مي گيرد. در نتيجه، پروردگارش را در قلبش مشاهده مي کند و حکمت را به طريقي جز آنچه حکما به ارث برده اند، به ارث مي برد؛ و علم را به طريقي جز آنچه علما به ارث برده اند، به ارث مي برد؛ و صدق را به طريقي جز آنچه صديقان به ارث برده اند، به ارث مي برد. حکما حکمت را از راه سکوت اختيار کردن به ارث بردند؛ و عالمان علم را از راه طلب و تحصيل به ارث بردند؛ و صديقان صدق را از راه خشوع و عبادت طولاني به ارث بردند. کسی که از اين روش عمل کند، يا به سفلي و پستي مي گرايد يا به رفعت و بلندي دست مي يابد؛ و اکثراً به پستي مي گرايند و به بلندي دست نمي يابند؛ زيرا حق خدا را مراعات نکرده و به آنچه بدان امر کرده است، عمل نمي کنند؛ و اين صفت کسي است که خداوند را بدان گونه که سزاوار است، نمي شناسد و آن چنان که شايسته است، دوست نمي دارد. پس مبادا که نمازها و روزه ها و روايت ها و علم هاي آنان تو را بفريبد که آنان همانا چون خراني اند که به هر سوی گريزنده اند. (مجلسی، بحار الانوار، ۳۶، ۴۰۳؛ و همان، ۶۷، ۲۵؛ این حدیث در ضمن روایت مفصل تری درج شده است که در آن امام علیه السلام به شدت مشبهه و افکار آنها را محکوم می کنند و بعد این سخن گرانبها را بیان کرده و پس از آن خود و اهل بیت را معرفی و مصداق اولی الاباب می شمارند.)

سخن مرحوم دولابی در باره طریق اولی الالباب

مرحوم حاج اسماعیل دولابی، که به نظر می رسد خود حقیقتا از مصادیق اولی الالباب بود، در باره شالوده این حدیث سخنی دارد که به فهم مقاصد آن کمک می کند. او در جایی گفته است:

حدیث اولوا الالباب راه میان بُر است. بشر چقدر عبادتِ خدا کند تا به محبّتِ خدا برسد؟ این حدیث می گوید عبد تا فکر کرد، داراي محبّتِ خدا شد. وقتی هم داراي محبّتِ خدا شد، کارش روي غلتک افتاد و مراتب کمال را یکی پس از دیگري طی کرد. با توجه به این حدیث شریف، دوست اهل بیت (علیهم السلام) اگر به خوبی هایی که خداوند از آغاز عمرش به او کرده است فکر کند، پی می برد که از قبل از اینکه از رحم مادر متولّد شود تاکنون، خداوند بی آن که به او نیازي داشته و یا از خوبی کردن هایش در پی غرضی براي خویش باشد، یا حتّی منتی بر بنده اش نهاده باشد، از لطف و احسان و اعطاء نعمت و مدارا و ستر و غفران، به او چه ها کرده است؛ و می بیند اگر شخص دیگري یکی از این لطف و احسان هاي بی شمار را در حقّ او می کرد، یک دل نه، صد دل عاشق آن شخص می شد و محبتش را در دل می گرفت. در نتیجه این تفکّر محبت به خدا را نصیب او می سازد و از این طریق طی منازل کمال را همان گونه که در حدیث ذکر شده است، آغاز می کند. (مصباح الهدی، 190)

خطر دنیاگرایی در کمین بیشتر حکما و علما و صدیقان

از حقایقی که با خواندن این حدیث در نظر می آید این است که مطابق این حدیث شریف، بیشتر کسانی که حکمت و علم و حتی صدق (که مراد از آن باید عرفان باشد) را از راه های معمول، یعنی صمت و طلب و عبادت به دست می آورند، نهایتا به سفلی، گویا همان دنیاست، می گرایند. به قول مرحوم دولابی، اینان مانند گربه ای که مودب و مظلوم لب حوض می نشیند و نگاه می کند، اما ناگهان جست می زند و ماهی را می گیرد، یک عمر لب دنیا می نشینند و خود را نگه می دارند، اما در فرصتی یا شرایط خاصی یکباره به درون دنیا جست می زنند و آلوده می شوند.

آثار تجربه عرفانی غایی در عارف

از مطالب مندرج در این حدیث، تایید این حقیقت عرفانی است که با تحقق تجربه غایی عرفانی، تحولات گسترده و ژرفی در عارف رخ می دهد. برخی تعبیرات اخیر  حدیث اولی الالباب بیان تحولات عمیق و گسترده ای است که در عارف در هنگام رسیدن مقام شهود قلبی خدای متعال، که همان به تجربه عرفانی غایی است، پدید می آید. بر اساس این حدیث، عارف با شهود قلبی خدا، حکمت و علم و صدق را به طور مستقیم از وی می گیرد و با این رخداد عرفانی به حکمت و علم و صدق حقیقی نایل می شود و این مقام و منزلت بزرگ است؛ چنان که فرمود: «فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ نَزَلَ الْمَنْزِلَةَ الْكُبْرَى فَعَايَنَ‏ رَبَّهُ فِي قَلْبِهِ وَ وَرِثَ الْحِكْمَةَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الْحُكَمَاءُ وَ وَرِثَ الْعِلْمَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الْعُلَمَاءُ وَ وَرِثَ الصِّدْقَ بِغَيْرِ مَا وَرِثَهُ الصِّدِّيقُونَ.»

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :