Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 212590
تعداد مشاهدات : 1045

تقریری درست از نسبت خدا با خلق

نسبت خدا با جهان در شاهکاری از عبرت نایینی

چنان که می دانیم نسبت میان خدای سبحان و جهان هستی از مهم ترین و بنیادی ترین مسایل جهان شناختی است که هر مکتب و دینی به آن پاسخی می دهد. اما آنچه در این نوشتار کوتاه در صدد آنیم، اشاره به اشعاری است که به زیبایی و دقت کم نظیری دیدگاه قرآنی و روایی در باره نسبت میان خدا و خلق را بیان کرده است. در این ابیات در عین حال به تبیین وحدت وجود نجات شناختی نیز می پردازد که مربوط به مسئله نسبت میان خدا و نفس سالک واصل است. این اشعار که در نوع خود از شاهکارهای اشعار عرفانی است، از دیوان محمد علی مصاحبی نایینی، معروف به عبرت نایینی، شاعر معاصر اهل نایین (درگذشته در ۱۳۲۱) است.

نسبت خدا با جهان در شاهکاری از عبرت نایینی

علی موحدیان عطار

چنان که می دانیم نسبت میان خدای سبحان و جهان هستی از مهم ترین و بنیادی ترین مسایل جهان شناختی است که هر مکتب و دینی به آن پاسخی می دهد. در این میان ادیان، مکتب ها و عرفان های وحدت وجودی قائل به وحدت هستی شناختی میان خدا و جهانند. همچنین، همین گروه ها عموما به وحدت نجات شناختی میان نفس سالکِ واصل و خدا نیز معتقدند، یعنی می گویند نفس سالک پس از وصول به لقای الاهی در او مستهلک و فانی شده و با او یگانه می شود و یا به یگانگی خود و او پی می برد.

اما وحدت وجود اندیشه ای است که تقریرها و تبیین های مختلفی از آن کرده و می کنند. دست کم شش تقریر و یا شش بیان مختلف از وحدت وجود قابل شماره است.[1] وحدت وجود اطلاقی ابن عربی فقط یکی از این تقریرهاست، که بر اساس آن، جهان هستی تجلی خداوند است. صورت تندروانه تر این اندیشه، وحدت وجود پانتئیستی (همه خدایی) است که در برخی متون و مکاتب شرقی و غربی مطرح است.

آنچه موضوع وحدت وجود را به موضوعی جنجالی بدل کرده است، تقریرها و بیان هایی از این اندیشه است که میان خدا و جهان هستی نوعی وحدت حقیقی برقرار می کنند. البته این وحدت خود می تواند به معانی مختلفی تصویر شود؛ ازجمله به معنای حقیقی دانستن تنها وجود خداوند و مجاز و غیر حقیقی خواندن هرچه غیرخداست (همه کثرات)، یا با داخل دانستن خدا در همه موجودات، و یا داخل دانستن همه موجودات در وجود خدا.

اما می دانیم که در اسلام، بر اساس تعلیم قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام) هرگز وحدتی از این دست میان خدای سبحان و هیچ موجودی نمی توان قائل شد. البته، بر اساس تعالیم اسلامی، خدا از مخلوقاتش جدا نیست، بلکه در همه چیز هست، اما نه به صورتی که با آن ممزوج باشد، و بیرون از همه چیز است، بی آنکه از آن دور یا با آن بی گانه باشد.

در این باره در روایات اسلامی تبیین های دقیقی هست که مشهورترین آنها از امام علی بن ابی طالب نقل شده است. امام (ع) در این خصوص می فرماید:«... دَاخِلٌ‏ فِي‏ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْ‏ءٍ فِي شَيْ‏ءٍ دَاخِلٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْ‏ءٍ مِنْ شَيْ‏ءٍ خَارِج‏ ...» داخل چیزهاست اما نه مانند چیزی که داخل چیز دیگری باشد؛ و بیرون از چیزهاست، اما نه مانند چیزی که از چیز دیگری بیرون باشد. (صدوق، توحید، ۲۸۵) در یکی دیگر از این روایات به تمثیل جالبی بر می خوریم که امام رضا (علیه السلام) خواسته اند با آن رابطه میان خدا و مخلوقات را به ذهن تقریب کنند. در جریان مناظره­ای که در حضور مأمون بین آن حضرت (عليه السلام) و بزرگان ادیان دیگر برگزار شد، عمران صابئی از ایشان سؤال می کند که «آیا خداوند در خلق خویش است و یا خلق در وجود خداوندند؟».در جواب حضرت می فرمایند: «خداوند بزرگ تر از آن است، امّا چیزی را به تو خواهم آموخت تا این مسئله را بفهمی» آن گاه حضرت از عمران می پرسند: «أَخْبِرْنِي عَنِ الْمِرْآةِ، أَنْتَ فِيهَا أَمْ هِيَ فِيكَ فَإِنْ كَانَ لَيْسَ وَاحِدٌ مِنْكُمَا فِي صَاحِبِهِ فَبِأَيِّ شَيْ‏ءٍ اسْتَدْلَلْتَ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ» در باره آینه به من بگو بدانم؛ آیا تو در آیینه ای یا آینه در تو؟ اگر هیچ یک از شما در هم نیست، پس به چه چیز بر خودت استدلال می کنی؟ (مجلسی، بحارالأنوار، 1؛ به نقل از صدوق، عیون اخبارالرضا، 313)

جوابی که امام رضا(عليه السلام) به عمران صابئی داد در بر دارنده این معناست که هرچند نباید نبود فاصله میان خدا و خلق را نیز همانند عمران صابئی به داخل شدن یکی در دیگری تفسیر کرد، اما نمی­ توان بین خدا و خلق فاصله­ وجودی در نظر گرفت. از مثالی که حضرت برای تفهیم بهتر مطلب به کار بردند می­ توان به این معنا پی برد که رابطه بین خداوند و مخلوقات، رابطه­ ای از سنخ ارتباط یک موجود و تصویر و یا به تعبیر دیگر بین ظلّ و ذی ظلّ است، که در این وضعیت، نه تصویر در آینه درون انسان است و نه انسان درون آیینه، با این حال این تصویر حاکی از صاحب تصویر بوده و ویژگی­ ها و صفات او را به نمایش می­ گذارد.

این هم لازم به یاد است که در سنت قرآنی روایی حتی خدا را از همین تمثیل نیز منزه و برتر دانسته و کاربرد این تمثیل ها را فقط برای تقریب به ذهن می دانند. گویا به همین جهت نیز باشد که در ادامه همان بیان، امام (علیه السلام) می فرماید:«وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى» و خدای را مثال برتری است.

اما آنچه در این نوشتار کوتاه در صدد آنیم، اشاره به اشعاری است که به زیبایی و دقت کم نظیری دیدگاه قرآنی و روایی در باره نسبت میان خدا و خلق را بیان کرده است. در این ابیات در عین حال به تبیین وحدت وجود نجات شناختی نیز می پردازد که مربوط به مسئله نسبت میان خدا و نفس سالک واصل است. این اشعار که در نوع خود از شاهکارهای اشعار عرفانی است، از دیوان محمد علی مصاحبی نایینی، معروف به عبرت نایینی، شاعر معاصر اهل نایین (درگذشته در ۱۳۲۱) است.

 

چون نور، كه از مهر جدا هست و جدا نيست
عالم همه آياتِ خدا هست و خدا نيست

ما پرتوِ حقيم و نه اوييم و هموييم
چون نور كه از مهر جدا هست و جدا نيست

در آينه بينيد اگر صورتِ خود را
آن صورتِ آيينه شما هست و شما نيست

هر جا نگرى جلوه‏گهِ شاهد غيبى است
او را نتوان گفت كجا هست و كجا نيست

اين نيستىِ هست‏نما را به حقيقت
در ديده ما و تو بقا هست و بقا نيست

جانِ فلكى را چو رهيد از تن خاكى
گويند گروهى كه فنا هست و فنا نيست

هر حكم كه او خواست براند به سرِ ما
ما را گر از آن حكم رضا هست و رضا نيست

از جانبِ ما شِكوه و جور از قبلِ دوست
چون نيك ببينيم روا هست و روا نيست

كو جرأت گفتن كه عطا و كرم او
بر دشمن و بر دوست چرا هست و چرا نيست

درويش كه در كشور فقرست شهنشاه
پيش نظر خلق گدا هست و گدا نيست

بى‏مهرى و لطف از قبلِ يار به «عبرت»
از چيست ندانم كه روا هست و روا نيست





[1] . نگارنده این سطور در کتاب مفهوم عرفان به این صورت های مختلف از اندیشه وحدت وجود پرداخته و آنها را معرفی کرده است.

ثبت شده توسط : آقای علی موحدیان عطار

نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :